بررسی رابطه بین سبک های مدیریت و رضایت شغلی کارکنان (مطالعه موردی: سازمان منطقه آزاد تجاری – صنعتی ارس)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 155

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EMCONF11_299

تاریخ نمایه سازی: 16 آبان 1404

چکیده مقاله:

رضایت شغلی از مهمترین متغییرها در حیطه رفتار سازمانی محسوب می شود و تحقق اهداف سازمانی بدون رضایت شغلی امکان پذیر نمی باشد. نگرش کلی انسان ها نسبت به شغلشان عینیت بخش پدیده های رفتاری است که از آن به عنوان خشنودی شغلی و رضایت شغلی تعبیر می شود و نتیجه ای است از باورهای مثبت و منفی فرد نسبت به ابعاد کارش (سیفی نژاد و همکاران، ۱۳۹۶). بنابراین هرچه هدف های سازمان به خواسته ها و آرمان های کارکنان نزدیک تر باشد و مدیریت بتواند نگرش مثبت شغلی در افراد ایجاد کند و به عبارتی شرایط مناسبی را در راستای رضایت شغلی آنان فراهم آورد سریع تر و بهتر به نتایج مثبت و آرمانی خود دست می یابد. رضایت شغلی یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم سازمانی و پایه بسیاری از سیاست ها و خط مشی های مدیریت برای افزایش بهره وری و کارایی سازمان می باشد (مولوی و همکاران، ۱۳۹۷). مفهوم رضایت شغلی کارمندان در ادبیات روابط انسانی و رفتار سازمانی آنچنان حائز اهمیت است که محققان از زوایای مختلف پیش بینی کننده های این سازه کلیدی در تحقق سازمان را مورد بررسی قرار دادند. رضایت شغلی احساسی است که شخص نسبت به حرفه ی خود دارد. این احساس از عوامل مهم موفقیت بوده و عاملی است که موجب افزایش بهره وری، کارایی و نیز احساس رضایت فرد می شود. نتایج مطالعات نشان می دهد کسانی که از رضایت شغلی برخوردارند کارایی بیشتری دارند و در حرفه ی خود به مدت طولانی تر باقی می مانند. قدر مسلم، رضایت شغلی عامل موثر و مهمی در بقا، علاقه، رشد و افزایش کارایی شخص در یک حرفه است و زمانی این پدیده حاصل می شود که میزان قابل توجهی از نیازهای فرد در شغلش برآورده شود (سبزی، ۱۳۹۵). رضایت شغلی جهت گیری عاطفی است که یک فرد در ارتباط با شغلش دارا می باشد (پریس، ۲۰۱۷). در واقع رضایت شغلی عبارت است از حدی از احساس ها و نگرش های مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند (وست و همکاران، ۲۰۱۴). رضایت شغلی شرط اساسی حضور و همکاری فرد با سازمان است و نقش مهمی را در افزایش بهره وری و تعهد سازمانی ایفا می کند (اونس، ۲۰۱۵). احساس مثبتی است که ناشی از قدردانی فرد از شغل یا تجربه شخصی خود می باشد (گریسچی و همکاران، ۲۰۱۹). کاهش رضایت شغلی آمار غیبت ها، بازده کاری پایین، و جابجایی کارکنان را باعث خواهد شد (انا و همکاران، ۲۰۱۷). بر اساس نظریه ی هرزبرگ، تاکید مدیران بر موقعیت ها و عواملی که منجر به ایجاد انگیزه نخواهند شد، علت عمده ی عدم رضایت در کارمندان است. لذا مدیران باید عوامل موثر در ایجاد انگیزه را جهت رسیدن به موفقیت و اثربخشی نیروی انسانی بکار گیرند (یعقوب پور و فاطمی نژاد، ۱۳۹۶). یکی از عوامل تاثیر گذار بر رضایت شغلی کارکنان، سبک مدیریتی مدیران می باشد. الگوی رفتاری مناسب مدیر در هر سازمان، باعث به وجود آمدن روحیه و انگیزش قوی در کارکنان و افزایش میزان رضایت آنان از شغل و حرفه خود می شود (شاهرضایی و بهزادفر، ۱۳۹۳). رضایت شغلی کارکنان تاحد زیادی به سبک مدیر آن سازمان وابسته است (مورهد و گیفن، ۲۰۰۶). مدیران به مرور زمان، با آموزش و تجربه، سبک رهبری غالب خود را انتخاب می کنند. مدیران با انتخاب سبک مناسب رهبری، انگیزه الزم را در کارکنان ایجاد کرده و آنها را در جهت رسیدن به اهداف سازمانی هدایت می کنند (مصدق راد، ۲۰۱۵). سبک مدیریت یعنی راهی که مدیران از طریق آن در پیروان خویش نفوذ می کنند. مدیران در هر سطحی که باشند و در هر نوع سازمانی که فعالیت کنند، باید به مهارت های ادارکی، انسانی و فنی مجهز شوند تا بتوانند در نیل به اهداف تعیین شده سازمان را یاری رسانند (خیرخواه، ۱۳۹۵). سبک مدیریتی به روشی گفته می شود که مدیران برای عملی کردن اهدافشان از آن استفاده می کنند. انواع مختلفی از سبک های مدیریتی وجود دارد و بکارگیری هر سبک، نحوه ی برنامه ریزی، سازمان دهی، تصمیم گیری واگذاری وظایف و مدیریت کارکنان را در سازمان تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین باید با در نظر گرفتن عوامل مختلف، سبکی که برای سازمان مناسب است انتخاب شود. عواملی یک مدیر خوب، روش مدیریت خود را با این عوامل سازگار کرده و از آن در راستای نیل به اهداف سازمان استفاده می کند (شاهرضایی و بهزادفر، ۱۳۹۳). با وجود این که همه مدیران امر رهبری و هدایت گروهی را برای رسیدن به اهدافی معین بر عهده دارند، این روند را با شیوه های مختلفی ممکن است پیش ببرند که هر یک از این شیوه ها به عنوان یک سبک مدیریتی خاص طبقه بندی می شوند (زمانی و همکاران، ۱۳۹۶). در واقع مدیران با ایفای الگو و نقشی که منعکس کننده ارزش های سازمانی است، می توانند بر ایجاد حس توانمندی در پرسنل تاثیر بیشتری گذارده و کیفیت عملکرد آنها را بهبود بخشند؛ زیرا با توانمندسازی پرسنل، آنها احساس می کنند که سازمان برای کار آنها اهمیت و ارزش قائل است و اینکه میزان رضایت شغلی کارکنان یکی از شاخص های اثربخشی مدیریت و رهبری است و رضایت شغلی بالا نشانگر سازمانی است که خوب رهبری می شود (عاشوری، ۱۴۰۲). مدیر در نقش رهبری سازمان می تواند سبک های متفاوتی را در هدایت نیروی انسانی انتخاب کند. الگوهای رفتاری مناسب مدیر در هر سازمان، باعث بوجود آمدن روحیه و انگیزش قوی در کارکنان می شود و میزان رضایت آنها را از شغل و حرفه خویش افزایش می دهد. مدیران با استفاده از سبک صحیح می توانند رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان و بهره وری سازمان خود را افزایش دهند (خیرخواه، ۱۳۹۵). سبک مدیریتی مدیران عامل مهمی است که بر موفقیت سازمان ها در دستیابی به اهداف سازمانی خود تاثیر می گذارد؛ زیرا مدیر به عنوان رهبر سازمانی در راستای هدایت و کنترل منابع انسانی خود می تواند از سبک های مدیریتی متنوعی استفاده کند. در واقع الگوی رفتاری مناسب و شایسته مدیران می تواند در کارکنان ایجاد انگیزه نماید و رضایت شغلی آنها را افزایش دهد (اکرادی و همکاران، ۱۳۹۴). لذا براساس آنچه بیان شد، در این تحقیق محقق درصدد پاسخگویی به این سوال اساسی است که آیا بین سبک های مدیریت و رضایت شغلی کارکنان سازمان منطقه آزاد تجاری - صنعتی ارس رابطه معنی داری وجود دارد؟ در این تحقیق برای ارزیابی سبک های مدیریتی از مدل سالزمن واندر کولک (۱۹۸۲) با چهار سبک، آمرانه، خیرخواهانه، مشارکتی و مشورتی و برای ارزیابی رضایت شغلی از مدل کاستیلو و کانو (۲۰۰۴) استفاده خواهد شد که بر این اساس مدل مفهومی تحقیق بصورت نمودار ۱ خواهد بود.

نویسندگان

حیدر مرتضی پور هلق

گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارس هادیشهر ایران

مینا طلایی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارس، هادیشهر، ایران