برنامه ریزی درسی از منظر نظریه شواب: تحلیل و کاربرد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 188

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_1672

تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش به تحلیل نظریه برنامه ریزی درسی جوزف شواب و کاربردهای عملی آن می پردازد. شواب با نقد رویکردهای سنتی و نظریه محور در برنامه ریزی درسی بر ضرورت ارتباط نزدیک میان نظریه و واقعیتهای کلاس درس تاکید می کند. او بر این باور است که بعد از برنامه ریزی درسی باید به صورت مشارکتی و متناسب با شرایط خاص هر مدرسه و کلاس درس انجام شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شواب بر چهار عنصر کلیدی در برنامه ریزی درسی تاکید دارد: معلم، دانش آموز، محتوا و محیط آموزشی. وی معتقد است که این عناصر باید به طور پویا و متعامل با یکدیگر عمل کنند. همچنین شواب بر اهمیت تفکر انتقادی و حل مسئله در فرآیند برنامه ریزی تاکید می کند و معلمان را به عنوان پژوهشگرانی مستمر در فرآیند یادگیری و بهبود برنامه های خود معرفی می کند. با این حال، نظریه شواب نیز با چالش هایی مواجه است. برخی منتقدان بر این باورند که تاکید بیش از حد بر عمل ممکن است به کاهش اهمیت نظریه در برنامه ریزی درسی منجر شود و رویکرد محلی گرایانه او ممکن است تفاوت های قابل توجهی را در برنامه های درسی مختلف ایجاد کند. در نهایت می توان گفت که نظریه شواب به عنوان یک میراث ارزشمند در حوزه برنامه ریزی درسی باقی مانده و با توجه به پیچیدگی های روزافزون آموزش و پرورش، ایده های او همچنان مرتبط و قابل تامل هستند.

نویسندگان

فرزاد بخت

دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی دانشگاه هرمزگان

سیده شکیلا ماجدی

کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی دانشگاه هرمزگان