اقدام پژوهی : چگونه توانستم وابستگی حسنا را به مادرش کم کنم ؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RTTCH04_0847
تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1404
چکیده مقاله:
با شروع سال تحصیلی و نواختن زنگ مهر در مدارس نگرانی در بعضی از خانواده ها شروع می شود چرا که کودکی که بارها از او پرسیدیم به مدرسه می روی و می گفت مادرم باید همراهم بیاید این برای دانش آموزی است که مهد نرفته و احساس می کند مدرسه عامل جدا کننده او و مادرش است. اما کودکی که به مهد یا کلاسهای قبل از دبستان رفته شور عجیبی برای شروع سال تحصیلی دارد. البته این وابستگی در دوران قبل از مدرسه هم وجود داشته و کودک هر کجا مادرش می رود او را رها نمی کند و این مسئله را ما قبل از ورود به مدرسه مشکل نمی دانیم اما زمانی که کودک پا به مدرسه می گذارد این یک معضل می شود برای معلم، مدرسه، خانواده و حتی خود کودک باید راهکاری مناسب جهت رفع مشکل کودک به کار ببندیم. چون رها ساختن کودک با این اضطراب باعث تشدید اضطراب می شود پس باید با ملایمت و مهربانی با کودک رفتار کنیم و با او صحبت کنیم تا استرس او کم شود. البته اضطراب برای کودکان کلاس اول امری طبیعی است چون تنهت پا به محیط جدیدی گذاشته و با افراد جدیدی اشنا می شوند. محیط جدیدی را تجربه می کنند آنها در خانه آزادیهایی را داشته اند که مسلما در مدرسه ندارند چه از لحاظ خوردن، خواب، بازی، استراحت. پس طبیعی است دچار اضطراب شوند.
نویسندگان
زهرا عزت آبادی پور
آموزگار پایه سوم دبستان ۱۵ خرداد شهرستان سیرجان، کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه پیام نور سیرجان