بررسی چالش های آموزشی و پرورشی در مدارس عشایری ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 158

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERPS01_1174

تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1404

چکیده مقاله:

جامعه عشایری ایران، با داشتن ویژگی هایی منحصربه فرد از لحاظ ساختار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی، بخشی از تنوع و غنای فرهنگی کشور را شکل می دهد. این جامعه، که مبتنی بر کوچ نشینی و جابه جایی های فصلی سازمان یافته است، با چالش های متعددی در حوزه آموزش و پرورش فرزندان خود مواجه است؛ چالش هایی که به دلیل عدم انطباق کامل ساختار رسمی آموزش وپرورش با سبک زندگی عشایری، به مرور زمان بر کیفیتیادگیری، تربیت اجتماعی و پرورش مهارت های پایه ای زندگی دانش آموزان عشایری اثر گذاشته است.پژوهش حاضر با هدف شناسایی، تحلیل و تبیین چالش های آموزشی و پرورشی موجود در مدارس عشایری ایران انجام شده و سعی دارد با نگاهی چندبعدی، عوامل زمینه ساز و بازتولیدکننده این چالش ها را بررسی نماید. در این مطالعه، از روش پژوهش ترکیبی (کمی–کیفی) استفاده شده است. داده های کمی از طریق پرسش نامه ساخت یافته از میان ۲۸۰ معلم و مدیر شاغل در مناطق عشایری جمع آوری شد و داده های کیفی نیز از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۲۸ نفر از معلمان، دانش آموزان و والدین در پنج استان عمده عشایری شامل فارس، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و آذربایجان غربی گردآوری شد.نتایج تحقیق حاکی از آن است که مدارس عشایری با طیف وسیعی از چالش ها روبه رو هستند که می توان آن ها را در چهار محور اصلی طبقه بندی کرد:۱. چالش های ساختاری و زیرساختی: شامل کمبود مدارس ثابت و سیار، نبود تجهیزات مناسب آموزشی و کمک آموزشی، عدم دسترسی به فناوری های نوین، ضعف در زیرساخت های بهداشتی و ایمنی محیط مدرسه. نتایج نشان داد که بیش از ۶۰٪مدارسعشایری فاقد تجهیزات حداقلی آموزشی مانند تخته هوشمند، کتابخانه و آزمایشگاه هستند.۲. چالش های نیروی انسانی: شامل کمبود معلمان آموزش دیده و متخصص در حوزه آموزش عشایری، نقل و انتقال مکرر معلمان، عدم انگیزه در بین نیروهای آموزشی جهت خدمت در مناطق عشایری، و فقدان دوره های ضمن خدمت هدفمند برای معلمان این مناطق. همچنین، بررسی کیفی مصاحبه ها نشان داد که بسیاری از معلمان، دانش آموزان عشایری را فاقد پیش زمینه لازم براییادگیری رسمی می دانند و این پیش فرض منفی، کیفیت تعامل آموزشی را کاهش می دهد.۳. چالش های فرهنگی و اجتماعی: شامل تفاوت های فرهنگی بین دانش آموزان عشایری و برنامه درسی رسمی، عدم هم سویی محتوای کتاب های درسی با سبک زندگی عشایری، بی توجهی به زبان مادری و هویت قومی در فرآیند تعلیم و تربیت، و همچنین موانع فرهنگی در تحصیل دختران. به ویژه در مناطق بختیاری و قشقایی، بسیاری از دختران پس از پایان دوره ابتدایی، به دلیل سنت های خانوادگی از ادامه تحصیل باز می مانند.۴. چالش های پرورشی و روان شناختی: شامل بی ثباتی روانی ناشی از جابه جایی های فصلی، کاهش انگیزه تحصیلی، نبود مشاوران تربیتی، فقدان خدمات روان شناختی و عاطفی در مدارس، و احساس انزوا در دانش آموزان از بدنه آموزش رسمی کشور. نتایج نشان داد که نرخ ترک تحصیل در مدارس عشایری تا سه برابر بیشتر از میانگین کشوری است، و یکی از دلایل عمده آن، ضعف برنامه های پرورشی و عدم وجود الگوهای انگیزشی در مدارس است.تحلیل نهایی پژوهش، بیانگر این واقعیت است که چالش های آموزشی و پرورشی مدارس عشایری،یک پدیده تک عاملی نیست، بلکه نتیجه برهم کنش پیچیده ای از عوامل ساختاری، اجتماعی، فرهنگی، روانی و سیاسی است. هرگونه سیاست گذاری در حوزه آموزش عشایری، باید بر پایه شناخت دقیق و عمیق این عوامل، و با مشارکت فعال جامعه عشایری و معلمان محلی طراحی و اجرا شود. در غیر این صورت، آموزش رسمی نه تنها کمکی به رشد و توانمندسازی این قشر نخواهد کرد، بلکه ممکن است شکاف های اجتماعی و آموزشی را نیز تعمیق بخشد.در پایان، پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که آموزش وپرورش کشور، با اتخاذ رویکردی بومی گرایانه، انعطاف پذیر و مشارکتی، نسبت به بازنگری برنامه درسی، طراحی دوره های آموزشی ویژه معلمان مناطق عشایری، و تقویت زیرساخت های سیار و فناورانه اقدام کند. همچنین ضرورت دارد آموزش دختران عشایری با توجه ویژه فرهنگی و حمایت های خاص تقویت شود تا بتوان آینده ای برابرتر و پویاتر برای این جامعه فراهم ساخت.

نویسندگان

بیتا باقری

دانشجوی کاردانی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان

فاطمه بندانی

دانشجوی کاردانی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان

صفورا دهمرده

دانشجوی کاردانی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان

نرگس کوهکن

دانشجوی کاردانی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان