وطن پرستی و عمق تفکر ایرانی در مواجهه با تهاجمات تاریخی با تاکید بر استحاله فرهنگی مهاجمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 111

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RELIGI11_025

تاریخ نمایه سازی: 11 آبان 1404

چکیده مقاله:

این مقاله با رویکردی تاریخی تحلیلی به بررسی ظرفیت فرهنگ ایرانی در جذب استحاله و تاثیرگذاری بر مهاجمانی می پردازد که در طول تاریخ با تهاجمات نظامی ایران را تحت سلطه خود گرفتند. ریشه این توانایی را باید در سابقه هزار ساله تمدن، هنر و دین ایرانی جستجو کرد که پیش از یورش های بزرگ تاریخی زیرساختی فکری و اجتماعی برای مقاومت و جذب مهاجمان پدید آورده بود. از دوران هخامنشیان و ساسانیان ایرانیان با تکیه بر ادیان دارای چارچوب حقوقی دقیق (مانند زرتشت)، هنر پیچیده (از جمله فرش بافی و معماری) و نظام اداری پیشرفته به جامعه ای مبتنی بر قانون شرعی و تشریفات حکومتی دست یافته بودند. این پیشینه فرهنگ ایرانی را به سپری نفوذناپذیر تبدیل کرد که حتی پس از حملات ویرانگر مهاجمان را وادار به احترام به شعائر خود و پذیرش بخشی از این تمدن کهن نمود. این پژوهش با استناد به اسناد تاریخی از جمله سنگ نبشته های هخامنشی، متون پهلوی و گزارش های مورخان عرب و رومی نشان می دهد که مغولان بیابان گرد پس از تسلط بر ایران، نه تنها به اسلام شیعی گراییدند بلکه با الهام از معماری و ادبیات ایرانی دوران رنسانسی فرهنگی را پایه گذاری کردند. حتی پیش از آن اعراب مهاجم که اسلام را با زور سرنیزه به ایران تحمیل کردند، ناخواسته به ابزاری برای بازتعریف هویت ایرانی تبدیل شدند؛ چنانکه تشیع با تلفیق مفاهیم عدالت خواهانه ایرانی همچون آیین مهر و روایت عاشورا به دینی ایرانی زده بدل گشت. در واقع فرهنگ ایرانی با تکیه بر دو بال دین، ساختاریافته و هنر نمادین، مهاجمان را به درون شبکه پیچیده خود کشید. مغولان، خونریز سلطان محمد خدابنده شدند و اعراب صحرانشین، حاملان زبان و فلسفه ای شدند که رنگ و بوی ایرانی داشتند. وطن پرستی ایرانی نه در انکار دیگران بلکه در توانایی بی همتای تبدیل مهاجمان به میراث داران فرهنگ خود تجلی یافت. این مقاله استدلال می کند که عمق تفکر ایرانی ریشه در هزاره های پیش از تهاجمات دارد؛ زمانی که قانون شرعی زرتشتی، هنر نمادین و دیوان سالاری ساسانی مهاجمان آینده را ناچار به کرنش در برابر تمدنی ساخت که شمشیرها از درهم شکستن آن عاجز بودند. ایران به مثابه یکی از کهن ترین تمدن های جهان، همواره در طول تاریخ هدف تهاجمات گسترده نظامی و فرهنگی بوده است. از یورش اسکندر مقدونی (۳۳۰ پیش از میلاد) تا حمله اعراب در قرن هفتم میلادی و هجوم ویرانگر مغولان در سده سیزدهم، این سرزمین بارها اشغال شد. با این حال شواهد تاریخی حاکی از آن است که ایرانیان با تکیه بر دو عنصر هویت ملی پایدار و عمق تفکر فلسفی دینی نه تنها در برابر این تهاجمات مقاومت کردند بلکه مهاجمان را به تدریج در فرهنگ خود مستحیل نمودند. این مقاله با بررسی سه دوره کلیدی، حمله اعراب، یورش مغولان و حکومت ایلخانان، به تحلیل فرایند ایرانی سازی مهاجمان و نقش محوری فرهنگ در بقای ایران می پردازد. این الگو حتی در تهاجمات مدرن همچون جنگ هشت ساله ایران و عراق، با شکست پروژه «قادسیه» مواجه شده است.

نویسندگان

حسین زاده شرامین

دانشجوی دکترای تخصصی دانشگاه تبریز