هگل و نزاع با ساختار انتزاعی ایدئالیسم آلمانی: در راستای از تحقیر درآوردن جهان واقع

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 97

فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JPT-30-119_002

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1404

چکیده مقاله:

نویسنده در این مقاله، با روش توصیفی - تحلیلی به بیان این مسئله می پردازد که در فلسفه فیلسوفان ایدئالیسم آلمانی - به جز هگل - توضیح واقعیت آن چنان که هست و دیدن حقیقت در آن و مبتنی کردن فلسفه به توضیح واقعیت موجود، غایب است. به واقع در فضای نگاه سوبژکتیو کانت و فیشته، عقلانیت و توضیح منطق معرفت شناسانه و هستی شناسانه به واقعیت عینی تعلق نمی گیرد، بلکه تنها سوژه دارای منطق مفهومی است که می تواند ایده را فهم یا حتی خلق کند - هرچند در کانت حس نقش تلنگر ایفا می کند؛ اما صاحب منطق درونی نیست - . بنابراین حوزه امور عینی یا ابژکیتو همواره ذیل صورت های عقلانی سوژه قرار می گیرد. در شلینگ، هویت طبیعت و به رسمیت شناسی آن در ساحت عقلانی پذیرفته می شود؛ اما توضیح این معقولیت در واقعیت، بازهم توسط مفهوم ابژکتیو امکان پذیر نیست، بلکه به شهودعقلانی فیلسوف واگذار می شود؛ در چنین حالتی، مفهوم، دوباره مبتنی بر آگاهی و عقلانیت سوژه قرار می گیرد؛ اما با هگل همه چیز متفاوت شده است و واقعیت از تحقیر بیرون می آید و مفهوم به منطق نفس الامر (یا ساحت عین) بازمی گردد. با تعریف جدیدی که هگل از مفهوم می دهد در نتیجه این مقاله، او می تواند معنای ایده و مطلق را نیز از حالت انتزاعی خارج کند و حوزه ابژکتیو را بار دیگر به موضوع فلسفه تبدیل کند و فلسفه را از سوژه محوری نجات دهد.

نویسندگان

محسن باقرزاده مشکی باف

استادیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران‎.‎