پست مدرنیسم در نظریه روایت ژرار ژنت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 85

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMBA04_0724

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1404

چکیده مقاله:

مفاهیم اصلی در دیدگاه ژرار (ژنت روایت در دوران کلاسیک از یک ساختار زمانی ثابت و خطی تبعیت می کند که رویدادها و حوادث در طول آن اتفاق می افتند و شخصیتها نیز در گیر و دار حوادث در حال تغییر و تحول هستند و عموما دارای دو قطب شخصیتی یعنی قهرمان و ضد قهرمان هستند و نهایتا دارای آغاز و انجامی است و اصطلاحا گفته می شود دارای طرحی خطی. ام. فورستر در سال ۱۹۲۷ مبحثی به نام معناشناسی روایی را در تقسیم کردن شخصیتهای داستان به دو نوع شخصیتهای ساده و شخصیتهای جامع آغاز کرد. شخصیتهای جامع پیچیده و پویا هستند و شخصیتهای ساده ساده و ایستا او همچنین تفاوت داستان و پیرنگ را بیان می دهد. مطالعه ی منظم ساختار پیرنگ در سال ۱۹۲۸ توسط ولادیمیر پراپ منتقد صورت گرای روسی آغاز گردید. متخصصان ادبیات عامه داستانهای پریان را براساس بنمایههای ملموس آنان تقسیم بندی کردهاند بنمایه عبارت است از یک مفهوم یک تصویر یک رویداد یا یک کهن الگو که در داستان مرتب تکرار می شود و به غنای اثر می افزاید. امروزه پس از گذشت دو دهه از نفوذ نظریههای پست مدرن اهمیت روشهای علمی در نقد کمرنگ شده و علاقه به استفاده از تاریخ و سیاست قوت گرفته است علم روایت شناسی تا دوره ساختارگرایی تنها به مطالعه انواع ادبی روایت شیوههای روایت و ساختار طرح محدود می شد در دوران پسامدرن تحت نفوذ نظریه هایی مانند روان کاوی فمنیسم و شالوده شکنی به مبحثی التقاطی مبدل شد که در آن تمام نظریات پیش گفته به نوعی بهره برداری شده است. ژرار ژنت نظریه پرداز ادبی فرانسه به ویژه با جنبش ساختارگرایی و شخصیتهایی مثل رولان بارت و کلود لوی اشتراوس همراه بوده است ژنت مفهوم قطعه بندی چیزی که با استفاده از کنار هم قرار گرفتن هر نوع مطلب ساخته و پرداخته می شود را از آنها اقتباس کرده است با این حال اصطلاحات و تکنیکهایی وجود دارد موجود

نویسندگان