بررسی اینهمانی ها، تقابل ها و وابسته های پیرمغان در دیوان حافظ
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 134
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LLCSCONF22_099
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1404
چکیده مقاله:
یکی از راه های شناخت یک اصطلاح، در کانون قرار دادن آن و بررسی واژگانی است که در آن حوزه معنایی قرار می گیرند و با آن در ارتباط هستند. در این روش اصطلاح مورد بررسی به عنوان یک اصطلاح و عبارت کانونی، واژگان و اصطلاحات دیگر را حول محور خود قرار می دهد و در این رابطه که یک حوزه معنایی است، اینهمانی ها، تقابل ها و واژگانی که با عبارت کانونی مرتبط و وابسته هستند مشخص می شود. یکی از این عبارات پیرمغان است. پیر مغان از ترکیب دو کلمه پیر و مغان خلق شده است. این ترکیب که برساخته ی ادبیات قلندری است پیوند دهنده ی دو تفکر عرفانی و مهری یا حتی زرتشتی است. این پاردوکس نتیجه ی اندیشه های ملامتی است که با تفکرات شاعرانه پیوند خورده است. مغ در فرهنگ ایرانی از طرفی با می و میخانه در ارتباط است و از طرف دیگر با آتش و آتشکده و با ملازم شدن آن با پیر که یک اصطلاح عرفانی است، معناهای جدیدی ابداع کرده است. در واقع پیر مغان را می توان یکی از کلیدی ترین شخصیت های دیوان حافظ به شمار آورد. در این مقاله سعی شده است پیر مغان به عنوان یک عبارت کانونی در نظر گرفته شود تا اینهمانی ها، تقابل ها، و کلمات مرتبط یا بهتر بگویم کلماتی که وابسته به آن هستند و بیشتر با آنها در تعامل است مشخص شود. گاهی پیرمغان را پیرخیالی حافظ دانسته اند و گاه یک پیر واقعی و حتی برخی پیرمغان حافظ را معادل قلب و دل سالک دانسته اند. باید گفت با توجه به ابیات متفاوت هر سه اینها می تواند باشد. اما آنچه مهم است این است که پیرطریقت و پیر مغان حافظ کسی باید باشد که دارای خصوصیاتی باشد که حافظ برای آن برشمرده است. برخی از این ویژگی ها عبارتند از : مآمن وفا، عیب پوش، آگاه، باعاطفه، فریادرس، دستگیر، صادق الوعده و... .
نویسندگان
سعید امامی
دکترای زبان و ادبیات فارسی
مریم رنجبر
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی