تاثیر دوسوگرایی هیجانی بر رضایت زناشویی زنان متاهل
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 140
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JRPE-8-96_025
تاریخ نمایه سازی: 12 شهریور 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دوسوگرایی هیجانی (Ambivalence over Emotional Expression) در پیش بینی رضایت زناشویی زنان متاهل انجام شد. دوسوگرایی هیجانی به حالتی اطلاق می شود که فرد همزمان تمایل به ابراز احساسات دارد اما نگران پیامدهای منفی آن است؛ به بیان دیگر، فرد میان ابراز و سرکوب هیجان دچار کشمکش درونی می شود. این وضعیت می تواند به کاهش صمیمیت، افزایش سوءتفاهم ها و ایجاد تعارضات مکرر در روابط زناشویی بینجامد. در این پژوهش که با روش توصیفی همبستگی اجرا شد، نمونه ای از زنان متاهل شهر شیراز انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دوسوگرایی هیجانی کینگ و امونز (۱۹۹۰) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) بود. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد دوسوگرایی هیجانی با رضایت زناشویی رابطه منفی و معنادار دارد (r=-۰. ۴۰, p<۰. ۰۱). همچنین یافته های تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که دوسوگرایی هیجانی توانست ۱۶ درصد از واریانس رضایت زناشویی را تبیین کند. به عبارت دیگر، هرچه سطح دوسوگرایی هیجانی در زنان بالاتر باشد، میزان رضایت آن ها از زندگی مشترک به طور معناداری کاهش می یابد. این نتایج با پژوهش های پیشین در ایران و خارج همسو است و تایید می کند که ناتوانی در ابراز هیجان یا ترس از پیامدهای آن یکی از عوامل اساسی در نارضایتی زناشویی است. تفسیر نظری یافته ها نشان می دهد که افراد دارای دوسوگرایی هیجانی بالا نه تنها در برقراری ارتباط صادقانه با همسر خود مشکل دارند، بلکه در مدیریت هیجان های منفی مانند خشم، غم و نگرانی نیز ناکارآمد عمل می کنند. این مسئله منجر به انباشته شدن هیجانات منفی، افزایش تعارضات و در نهایت کاهش رضایت از زندگی مشترک می شود. از نظر کاربردی، یافته های این پژوهش بیانگر اهمیت آموزش مهارت های ابراز هیجان، افزایش جرات مندی و ارتقاء هوش هیجانی در زنان و زوجین است. مشاوران خانواده و روان شناسان بالینی می توانند با طراحی مداخلاتی در حوزه تنظیم هیجان و مهارت های ارتباطی به کاهش دوسوگرایی هیجانی کمک کرده و زمینه ارتقاء رضایت زناشویی را فراهم آورند. افزون بر این، سیاست گذاران حوزه سلامت خانواده می توانند از این یافته ها در طراحی برنامه های پیشگیرانه و کارگاه های آموزشی برای زوجین بهره مند شوند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ماجد اسلامی رمچاهی
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
جواد ملازاده
دکتری روانشناسی بالینی
العبدالعزیز افلاک سیر
دکتری روانشناسی بالینی