معنای امر ویرچوال در ساختار زمان برگسون به روایت ژیل دلوز
محل انتشار: فصلنامه فلسفه غرب، دوره: 4، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 116
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_WPIKI-4-2_004
تاریخ نمایه سازی: 11 شهریور 1404
چکیده مقاله:
دلوز در خوانش خود از اسپینوزا، با مفهوم کلیدی «بیان» برخورد می کند و آن را به منزله «تا شدن» و «باز شدن های مکرر» می یابد؛ اما برای درک کامل این مفهوم، خود را نیازمند فلسفه زمان برگسون می بیند. در ساختار فلسفی دلوز برگسون، دوگانه های گذشته حال، ویرچوال اکچوال، همبود و همزاد ند؛ هر دو واقعی هستند اما با واقعیت هایی «متفاوت» که در جریانی همیشگی، پیوسته، بی هدف و کاملا تصادفی، صیرورت می پذیرند. در این میان، امر ویرچوال واقعیت ویژه ای است که همیشه حاضر است اما واقعیتی فعال نیست؛ ویرچوالیتی واقعیت مربوط به زمان گذشته است، یعنی گذشته به معنای ویرچوال، واقعی است. ویرچوال تصویر اکچوال نیست، اصلا تصویر هیچ چیزی نیست، و مانند تصویر هم نیست، حتی اکچوال منهای ویژگی اکچوالیتی هم نیست؛ ویرچوال نه روح اکچوال است و نه نوعی تعالی بر بالای آن؛ تنها بخشی از واقعیت است؛ همانطور که اکچوالیتی بخشی از واقعیت است، نه بیشتر و نه کمتر. اما ویرچوال به همان نحوی که اکچوال، واقعی است، واقعی نیست.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسین زهدی صحت
دانش آموخته دکتری فلسفه معاصر، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
سید مسعود سیف
دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
علی نقی باقرشاهی
دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :