هستی شناسی: رهیافتی اساسی در خوانش بنیادی موسیقایی نیچه از تراژدی
محل انتشار: فصلنامه فلسفه غرب، دوره: 4، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 124
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_WPIKI-4-2_005
تاریخ نمایه سازی: 11 شهریور 1404
چکیده مقاله:
کوشش ما در این مقاله نشان دادن این امر است که نیچه چگونه از نخستین کار خود در مقام هستی شناس است و ازاین رو کار او درباره تراژدی، صرفا پژوهشی در باب تراژدی یونان نیست، بلکه یک هستی شناسی است؛ و اینکه او از همان ابتدای کار خود، به نحو بنیادی تمام تاریخ متافیزیک در باب هستی را چونان ثبات حضور، نقد می کند. در این مقاله نخست به زمینه های اندیشه او و نیز فراروی او از آنها می پردازیم و سپس با مطرح کردن عناصر اندیشه او در زایش تراژدی، اندکی مسیر این هستی شناسی از طریق مواجهه موسیقایی مورد نظر او را آشکار می نماییم. قصد او از چنین هستی شناسی ای، اندیشیدن به امکان زیست دوباره انسان چونان زیست تراژیک است که در آن انسان در نسبت مغاک هولناک و هراسناک هستی ایستاده است و هنر همچون امری نجات بخش و شفادهنده (تسکین دهنده)، او را به خواست زندگی فرامی خواند؛ نسبتی که در تراژدی یونان به مثابه زیستی هستی شناختی وجود داشت و با ظهور انسان سقراطی، پوشیده گشت.
نویسندگان
هادی سالاری
دانش آموخته دکتری فلسفه هنر، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :