بررسی جایگاه موسیقی (درونی وکناری) در مثنوی مولوی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 127

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-7-77_184

تاریخ نمایه سازی: 8 شهریور 1404

چکیده مقاله:

مولانا، بسیاری از اشعار خویش را در حال سکر، وجد، مستی، دست افشانی و پایکوبی سروده برای این منظور، از نظام هدفمند موسیقی استفاده ی تام برده به نحوی که در کتاب مثنوی اش، آگاهانه و ماهرانه، همچون یک موسیقیدان هنرمند و با تجربه، آهنگ برخاسته از نظام کلی اندیشه خویش را در خدمت اهداف متعالی خود قرار داده است. این پایان نامه به شیوه ی تحلیلی توصیفی، نمود های موسیقی کناری و درونی در جلد اول مثنوی بررسی خواهد کرد تا این امر در برابر مفاهیم و معانی بلند مثنوی مستور نمانده باشد. و زاویه ای دیگر از عظمت مثنوی بیش تر تبیین شود. هماهنگی موسیقی و محتوی از مهمترین عوامل زیباشناختی شعر است و در تاثیر و زیبایی شعر موثر است. اشعاری که در آن ها این تناسب و هماهنگی رعایت شده، دلنشین ترند. مولوی این امر را به خوبی درک کرده به همین سبب در شعر او این تناسب و هماهنگی در اوج است و تاثیربخشی شعرش چند برابر شده است. مولوی، موسیقی درونی و کناری یا به عبارت دیگر، تکرار کلمات و حروف در قالب صناعات ادبی و بدیعی را برای القاء معانی و حالات خاص روحی خود به کار گرفته است. از نظر موسیقی کناری، قافیه های جلد اول مثنوی دارای بیش ترین تاثیر در آفرینش کلام آهنگین و گوش نواز هستند. در میان قافیه های مختلف، واژگان: آگاه، راه، شاه، میان، نهان، جهان، خیال، هلال، خاک، پاک، دام، تمام، نماز، باز، بود، رسید، نمود و کشید، پرکاربردترند.تکرارها و ردیف-های جلد اول مثنوی، مانند سایر جلدهای مثنوی ملیح و زیبایند و نه تنها ملال آور و مخل نیستند بلکه به فصاحت مثنوی افزوده اند. واژگان: می کند، شد، نیست، بود، است، مرا، و او ردیف های پرکاربرد جلد اول مثنوی هستند. علاوه بر ردیف، حاجب نیز بخشی از موسیقی مثنوی را بر دوش کشیده است.

نویسندگان