تاثیر یادگیری هم افزای گروهی بر رشد مهارت های اجتماعی در دبستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 117

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-7-77_081

تاریخ نمایه سازی: 21 مرداد 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، توجه به توسعه ی مهارت های اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد بنیادین تربیت کودکان، به ویژه در دوره ی دبستان، افزایش یافته است. مهارت هایی همچون همدلی، ارتباط موثر، مسئولیت پذیری، حل مسئله، کار تیمی و خودتنظیمی، نه تنها بر سلامت روانی و کیفیت روابط فردی تاثیرگذارند، بلکه نقش مهمی در یادگیری تحصیلی و موفقیت آینده ی کودکان دارند. یکی از روش های نوین و موثر در جهت پرورش این مهارت ها، «یادگیری هم افزای گروهی» یا یادگیری مشارکتی ساختارمند است که با تکیه بر تعاملات گروهی و تشویق به همکاری های هدفمند، فرصت مناسبی برای رشد مهارت های اجتماعی در کلاس درس فراهم می آورد.یادگیری هم افزای گروهی به عنوان رویکردی آموزشی، تاکید دارد که دانش آموزان در قالب گروه های کوچک، هدفمند و همگن یا ناهمگن، بر اساس اصول تعامل مثبت، مسئولیت فردی و گروهی، خودارزیابی و پردازش گروهی، با یکدیگر همکاری می کنند. برخلاف شیوه های سنتی آموزش که تمرکز بر رقابت فردی و انتقال یک سویه ی اطلاعات از معلم به شاگرد دارد، یادگیری هم افزای گروهی به فرآیند یادگیری به مثابه تجربه ای اجتماعی، فعال و چندوجهی می نگرد. در این شیوه، هر دانش آموز نه تنها در فرایند یادگیری مشارکت می کند، بلکه با نقش آفرینی فعال در گروه، می آموزد که چگونه گوش دهد، نظر بدهد، مصالحه کند، مسئولیت بپذیرد، و برای رسیدن به هدف مشترک تلاش نماید.هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر یادگیری هم افزای گروهی بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی، به ویژه در کلاس های پایه چهارم تا ششم دبستان است. برای دستیابی به این هدف، از روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه ی آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی در یکی از مدارس شهرهای خراسان رضوی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شد و دو کلاس هم سطح (هر کلاس با ۲۵ دانش آموز) به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند.در مرحله ی پیش آزمون، از پرسشنامه استاندارد مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (فرم معلم و فرم خودسنجی) استفاده شد. سپس، گروه آزمایش در طول ۸ هفته متوالی (۲ جلسه در هفته)، تحت آموزش مبتنی بر یادگیری هم افزای گروهی قرار گرفتند. برنامه های آموزشی شامل فعالیت های طراحی شده گروهی در دروس فارسی، علوم و مطالعات اجتماعی بود که در قالب پروژه های کوچک، بازی های گروهی هدفمند، بحث های مشارکتی و ایفای نقش انجام می شد. گروه کنترل نیز مطابق برنامه درسی متداول و روش های سنتی آموزش، به یادگیری ادامه داد.یافته های پژوهش نشان داد که میانگین نمرات مهارت های اجتماعی (در مولفه های همکاری، ابراز وجود، کنترل خشم و مسئولیت پذیری) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است. به ویژه، مولفه های همکاری و کنترل هیجانات بیشترین رشد را نشان دادند. همچنین، داده های کیفی حاصل از مشاهده مشارکتی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان و دانش آموزان، موید این نکته بودند که فضای یادگیری گروهی موجب ارتقای حس تعلق، کاهش انزواطلبی، افزایش مشارکت داوطلبانه و تسهیل روابط بین فردی در کلاس شده است.از منظر روان شناسی رشد، یادگیری در بستر اجتماعی، بویژه در دوره ی میانی کودکی، زمینه ساز شکل گیری رفتارهای اجتماعی مثبت، افزایش خودکارآمدی اجتماعی و رشد نگرش های جامعه پسند است. در چارچوب نظری ویگوتسکی، یادگیری هم افزای گروهی به تقویت "منطقه ی رشد بالقوه" کمک می کند، زیرا در این رویکرد، دانش آموزان از تعامل با هم سالان خود که در سطوح مختلف توانایی قرار دارند، بهره مند می شوند و از طریق حمایت متقابل، سطوح بالاتری از مهارت ها را تجربه می کنند.بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که یادگیری هم افزای گروهی، نه تنها کارایی تحصیلی دانش آموزان را افزایش می دهد، بلکه به طور موثری در رشد مهارت های اجتماعی آن ها نقش دارد. پیاده سازی این رویکرد نیازمند بازآفرینی نقش معلم از انتقال دهنده ی صرف دانش به تسهیل گر فرایند یادگیری، و همچنین طراحی فعالیت های ساختارمند گروهی در برنامه درسی است. همچنین، توجه به فرهنگ مدرسه، آموزش معلمان، و فراهم سازی شرایط مناسب برای مشارکت واقعی دانش آموزان، از جمله پیش نیازهای موفقیت این رویکرد به شمار می روند.این مقاله با هدف پر کردن خلا پژوهش های کاربردی در حوزه تلفیق مهارت های اجتماعی و شیوه های نوین تدریس، بر آن است که الگویی عملی برای مدارس ابتدایی ارائه دهد که در آن، ارتقای مهارت های زندگی و شایستگی های اجتماعی به موازات یادگیری دروس مورد توجه قرار گیرد. نتایج این مطالعه می تواند برای سیاست گذاران آموزشی، معلمان، مدیران مدارس و والدین، در جهت ارتقای کیفیت تربیت اجتماعی کودکان و ایجاد محیط های یادگیری موثر و انسانی، الهام بخش باشد

نویسندگان

محمود پایداری

۱- کارشناسی ارشد روانشناسی