از فرم تا محتوا: بررسی تاثیر نمایشنامه های عباس نعلبندیان بر تئاتر معناباخته ایرانی
محل انتشار: فصلنامه زبان کاوی کاربردی، دوره: 8، شماره: 1
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 107
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IERF-8-1_006
تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1404
چکیده مقاله:
تئاتر ابسورد یا تئاتر معنا باخته، یکی از جریان های نوگرا درام نویسی قرن بیستم به شمار می آید که از دل بحران های فلسفی، اجتماعی و سیاسی پس از جنگ جهانی دوم پدید آمد. این جریان، بازتابی از اضطراب انسان مدرن در مواجهه با جهانی است و آنچه این تئاتر را از اشکال پیشین متمایز می کند، نه فقط مضمون آن، بلکه در فرم اجرای آن، از جمله حذف روایت های سنتی، ورود شخصیت هایی بدون پیش زمینه های روانی و اجتماعی، دیالوگ های بی ربط یا تکراری، برشمرد. در ایران، با گسترش ترجمه و تاثیرپذیری از اندیشه های مدرن غربی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، نوعی گرایش به بازآفرینی فرم و محتوای تئاتر ابسورد دیده می شود. این گرایش به نویسندگان ایرانی بستری تازه برای ابراز نگرانی های هستی شناسانه و اجتماعی بخشید. نعلبندیان نیز با بهره گیری از زبان چندلایه، ترکیب واژگان ادبی، محاوره ای و اختلال یافته، ساختارشکنی نحوی، عنوان های بلند و حتی غلط های املایی عامدانه، سعی در بازآفرینی تجربه ی زیستی بی ثبات، آشفته و طنزآلود انسان ایرانی در مواجهه با مدرنیته داشت. از اینرو پژوهش حاضر، با تمرکز بر دو نمایش نامه ی «پژوهشی ژرف و سترگ...» و «اگر فاوست یک کم معرفت بود...»، در پی تحلیل نحوه ی تلفیق مولفه های تئاتر ابسورد با ساختارهای زبانی، فرهنگی و اجتماعی ایران است. عباس نعلبندیان، به عنوان یکی از نویسندگان مدرن و نوآور ایران، نقش بسزایی در شکل گیری و گسترش تئاتر معنا باخته در ایران ایفا کرده است. او با خلق فرم هایی بدیع، تلفیق نشانه های فرهنگی ایرانی و طرح پرسش های فلسفی در زمینه اجتماعی ایران، در واقع سبک شخصی خود را به این ژانر افزوده است؛ سبکی که نه تقلید صرف، بلکه نوعی بازآفرینی بومی و خلاقانه از ابسورد محسوب می شود. با وجود اهمیت ساختارمند و نوآورانه آثار او، متاسفانه این آثار به دلایلی چون تغییرات گسترده در سبک زندگی مردم ایران، ملاحظه های نشر رسمی و عدم بازخوانی انتقادی، تدریجا از دید مخاطب عام دور شده اند.
کلیدواژه ها:
Theatre of the Absurd ، Abbas Nalbandian ، Iranian Drama ، Absurdism ، Comparative Playwriting ، Black Comedy ، تئاتر معنا باخته ، عباس نعلبندیان ، تئاتر ایرانی ، ابسورد ، نمایشنامه نویسی تطبیقی ، طنز سیاه
نویسندگان
امید دل بندی
Assistant Professor, Department of English Language and Literature, Faculty of Persian Literature and Foreign Languages, Semnan University, Semnan, Iran
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :