پیش بینی طلاق عاطفی براساس اجتناب شناختی و ظرفیت ذهنی سازی با نقش واسطه ای ناگویی هیجانی در زنان متاهل

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 166

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICISME11_017

تاریخ نمایه سازی: 15 مرداد 1404

چکیده مقاله:

یکی از مسائل مهم در روابط زناشویی، افزایش طلاق عاطفی است که تحت تاثیر عوامل روان شناختی مختلفی قرار می گیرد. هدف این پژوهش، پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس اجتناب شناختی و ظرفیت ذهنی سازی با نقش واسطه ای ناگویی هیجانی در زنان متاهل بود. این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی انجام شد و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متاهل ساکن شهر یزد در سال ۱۴۰۲ بود که تعداد آن ها حدود ۱۶۸۹۱نفر برآورد شد. با استفاده از فرمول کوکران و در نظر گرفتن میزان افت احتمالی نمونه، تعداد ۳۷۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوش شامل پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (۲۰۰۸)، پرسشنامه اجتناب شناختی سکستون و داگاس (۲۰۰۸)، پرسشنامه ظرفیت ذهنی سازی فوناجی و همکاران (۲۰۰۲)، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (بشارت و گنجی، ۱۳۹۱) بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اجتناب شناختی با طلاق عاطفی رابطه مثبت معناداری (p < ۰.۰۱) دارد و هرچه اجتناب شناختی بالاتر باشد، احتمال طلاق عاطفی بیشتر است. همچنین ظرفیت ذهنی سازی با طلاق عاطفی رابطه منفی معناداری (p < ۰.۰۱) داشت، به این معنا که افزایش ظرفیت ذهنی سازی با کاهش طلاق عاطفی همراه است. علاوه بر این، اجتناب شناختی رابطه مثبت معناداری (p < ۰.۰۱) و ظرفیت ذهنی سازی رابطه منفی معناداری (p < ۰.۰۱) با ناگویی هیجانی داشتند. یافته ها نشان داد که ناگویی هیجانی نقش میانجی معناداری (p < ۰.۰۱) در رابطه بین اجتناب شناختی و طلاق عاطفی و نیز در رابطه بین ظرفیت ذهنی سازی و طلاق عاطفی ایفا می کند. با توجه به نتایج، یکی از پیشنهادات کاربردی این پژوهش، ارائه برنامه های مشاوره ای و حمایتی برای ارتقای مهارت های ذهنی سازی و کاهش اجتناب شناختی در زنان متاهل است که می تواند در بهبود کیفیت روابط زناشویی و کاهش طلاق عاطفی موثر باشد. از جمله محدودیت های این پژوهش می توان به استفاده از روش های خودگزارشی، محدودیت جغرافیایی جامعه آماری و عدم بررسی سایر عوامل موثر بر طلاق عاطفی اشاره کرد که توصیه می شود در پژوهش های آینده مدنظر قرار گیرد.

نویسندگان

فاطمه بشارتی

دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مشاوره خانواده، دانشگاه علم و هنر یزد، یزد، ایران

مهدیه عزیزی

آزاده ابویی استادیار گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و هنر ، یزد، ایران