تهافتهای گادامر در مواجهه با روش های علوم تفسیری در شناخت مراد مولف
محل انتشار: نشریه ذهن، دوره: 19، شماره: 76
سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 227
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ZEHN-19-76_003
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1404
چکیده مقاله:
* مسعود فیاضی چکیده بنیان های فلسفی گادامر به عنوان معمار اصلی هرمنوتیک فلسفی برگرفته از اندیشههای فلسفی هایدگر است و تلقی او از مفاهیم کلیدیای همچون هستی، حقیقت، فهم، معنا، انسان و... همه بر این اساس است. گادامر ابتدا در تاسیس هرمنوتیک فلسفی، در پی ساماندهی به روشی جدید در علوم انسانی بر مبنای فلسفه هایدگر در مقابل روش دیلتای در علوم انسانی بود؛ ازاین رو اندیشههای او در این مرحله، همان گونهکه از فصل دوم کتاب حقیقت و روش پیداست، کاملا هستیشناختی بوده و هرگز ادعای ورود به روش های علوم تفسیری را در دریافت مراد مولف ندارد و بلکه این روش ها را در جای خود درست می داند و کار خود را بعد از کاربست صحیح آنها در مواجهه با متن معرفی میکند. اما او در ادامه- در بخش سوم کتاب مزبور و در مقاله همگانی بودن مسئله هرمنوتیک- بر خلاف نظر اول خود، به ممیزی روش های علوم تفسیری در دریافت مراد مولف میپردازد و از اساس منکر کارآمدی آنها میشود. به نظر میرسد این تهافت به دلیل عدول از مسئله و هدف اولیه و بهکاربردن اندیشههای فلسفی هایدگر در ساحتی است که صلاحیت آن را نداشته و از اساس نیز برای آنها طراحی نشده بودند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مسعود فیاضی
عضو هیات علمی گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :