نقد و بررسی جایگاه و تاثیر انسان شناسی نومعتزله در مسئله قلمرو مخاطب دین

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 130

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMAM-10-19_003

تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1404

چکیده مقاله:

نومعتزله عرب متاخر، اندیشمندانی عقل­گرا با مبانی مدرن می­باشند که در حیطه دین و مسائل آن، با قصد رفع انحطاط و عقب­ماندگی، به زعم خود به ارائه نظراتی روشن­گرانه پرداخته­اند که مخاطب دین نیز یکی از این مسائل است­. از آنجا که دین، در خارج از ذهن، وجودی مستقل و خارجی ندارد و دارای وحدتی حقیقی نیست، مخاطب آن، دریافت کننده­ و تحقق­بخش معارف دینی است که وضعیت، کیفیت و گستره آن، به مبانی انسان­شناسی وابسته است. از­این­رو، در این مقاله، به نقد و بررسی جایگاه و تاثیر انسان­شناسی نومعتزله در مسئله قلمرو مخاطب دین، پرداخته شد که این مهم، با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی، صورت پذیرفته است. پس از بررسی مفهوم دین و مبانی انسان­شناسی نومعتزله، انحصار مخاطب اولیه و مستقیم دین به مردم عصر نزول و امکان مخاطب قرار گرفتن انسان پساتدوین قرآن به صورت مشروط و مقید، به عنوان دیدگاه آنها، نمایان می­شود. مبانی انسان­شناسی نومعتزله ذیل عناوینی همچون: فانی و مادی بودن انسان، عقلانیت، ناطقیت، اختیار و تاریخ­مندی انسان مورد بررسی قرار گرفته و تاثیر هر کدام از این مبانی بر گستره مخاطب دین روشن شده است. مبنای تاریخ­مندی انسان، گستره مخاطب اولیه را تعیین می­نماید. همچنین مبنای عقلانیت، گستره مخاطب دوم و مبنای سکولار بودن انسان، گستره مخاطب سوم را آشکار می­نماید که انتقاداتی از قبیل: منتهی­شدن به نسبیت و شکاکیت، کاهش چشم­گیر مخاطب دین، جای­گزینی قانون مدنی به جای قانون دینی، تناقض تاثیرپذیری مطلق از مخاطب با نقش اصلاح­گری دین، ناهماهنگی تاریخ­مندی مخاطب دین با آیات قرآن، خوانش انحصاری از خطاب دینی و خلط میان فهم باطنی و فهم سیال، متوجه آن می­گردد.

نویسندگان

نسلیشاه باشبو

. دانشجوی دکتری کلام اسلامی، مجتمع آموزش عالی بنت الهدی، جامعه المصطفی العالمیه

فاطمه شریف فخر

استادیار جامعه المصطفی العالمیه

سید وحید کاشانی

استادیار جامعه المصطفی العالمیه