پدیدارشناسی تعاریف و رفتارهای سازگاری کشاورزان شهرستان باوی در مقابله با خشکسالی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ENVJ-10-88_001

تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1404

چکیده مقاله:

هدف کلی این تحقیق کیفی که به روش پدیدارشناسی انجام شد بررسی تعاریف و رفتارهای سازگاری کشاورزان شهرستان باوی در مقابله با خشکسالی بود. جامعه مورد مطالعه را کشاورزان شهرستان باوی تشکیل دادند. افراد مطلع از طریق روش گلوله برفی یا ارجاع زنجیرهای شناسایی شدند که در نهایت بعد از ۲۵ مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. دادههای این تحقیق با روش مصاحبه عمیق و مشاهده مستقیم جمعآوری گردید و در کنار این دو روش از تهیه عکس و استفاده از اسناد کتابخانهای نیز استفاده شد. دادهها براساس الگوی کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر پایه نتایج، مهمترین تعاریف کشاورزان از خشکسالی شامل کاهش آب، کاهش بارندگی و توزیع نامناسب بارش بود. علاوه بر این، رفتارهای سازگاری کشاورزان در دو طبقه رفتارهای مقابلهای یا کنشی که شامل (کاهش تعداد دام، از بین رفتن جنگلها، ترک مکان یا مهاجرت، اشتغال غیرزراعی، فروش یا اجاره دادن زمین، افزایش فوصل بین آبیاری، وام گرفتن، بیمه کردن، ترک تحصیل فرزندان، قرض کردن و استفاده از نامتعارف) و رفتارهای فراکنشی یا سازگاری شامل (ذخیره آب، ذخیره علوفه، تغییر الگوی کشت، استفاده فناوریهای نوین آبیاری، استفاده بهینه از آب زیرزمینی، خرید آب اضافی، حفر چاه، عدم کشت محصولات تابستانه) جای گرفتند. بهطور کلی نتایج این پژوهش میتواند بینشهای جدیدی را برای سیاست‎گذاران این حوزه فراهم کند تا بتوانند برنامه اصولی برای پایدارسازی جوامع محلی در شرایط خشکسالی را فراهم کنند. هدف کلی این تحقیق کیفی که به روش پدیدارشناسی انجام شد بررسی تعاریف و رفتارهای سازگاری کشاورزان شهرستان باوی در مقابله با خشکسالی بود. جامعه مورد مطالعه را کشاورزان شهرستان باوی تشکیل دادند. افراد مطلع از طریق روش گلوله برفی یا ارجاع زنجیرهای شناسایی شدند که در نهایت بعد از ۲۵ مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. دادههای این تحقیق با روش مصاحبه عمیق و مشاهده مستقیم جمعآوری گردید و در کنار این دو روش از تهیه عکس و استفاده از اسناد کتابخانهای نیز استفاده شد. دادهها براساس الگوی کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر پایه نتایج، مهمترین تعاریف کشاورزان از خشکسالی شامل کاهش آب، کاهش بارندگی و توزیع نامناسب بارش بود. علاوه بر این، رفتارهای سازگاری کشاورزان در دو طبقه رفتارهای مقابلهای یا کنشی که شامل (کاهش تعداد دام، از بین رفتن جنگلها، ترک مکان یا مهاجرت، اشتغال غیرزراعی، فروش یا اجاره دادن زمین، افزایش فوصل بین آبیاری، وام گرفتن، بیمه کردن، ترک تحصیل فرزندان، قرض کردن و استفاده از نامتعارف) و رفتارهای فراکنشی یا سازگاری شامل (ذخیره آب، ذخیره علوفه، تغییر الگوی کشت، استفاده فناوریهای نوین آبیاری، استفاده بهینه از آب زیرزمینی، خرید آب اضافی، حفر چاه، عدم کشت محصولات تابستانه) جای گرفتند. بهطور کلی نتایج این پژوهش میتواند بینشهای جدیدی را برای سیاست‎گذاران این حوزه فراهم کند تا بتوانند برنامه اصولی برای پایدارسازی جوامع محلی در شرایط خشکسالی را فراهم کنند. بهطور کلی نتایج این پژوهش میتواند بینشهای جدیدی را برای سیاست‎گذاران این حوزه فراهم کند تا بتوانند برنامه اصولی برای پایدارسازی جوامع محلی در شرایط خشکسالی را فراهم کنند. بهطور کلی نتایج این پژوهش میتواند بینشهای جدیدی را برای سیاست‎گذاران این حوزه فراهم کند تا بتوانند برنامه اصولی برای پایدارسازی جوامع محلی در شرایط خشکسالی را فراهم کنند.

نویسندگان

عباس شحیتاوی

دانش آموخته کارشناسی ارشد توسعه روستایی

مسلم سواری

دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان

مسعود برادران

استاد گروه ترویج و آموزش کشاورزی