تجربه زیسته دانشجویان مشاوره در مواجهه با تضاد میان آموزش های دانشگاهی و انتظارات اجتماعی از مشاوران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 149
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SREE-5-50_031
تاریخ نمایه سازی: 2 مرداد 1404
چکیده مقاله:
دانشجویان مشاوره در طی دوران تحصیل خود با چالش های متعددی روبه رو می شوند که یکی از مهم ترین آن ها تضاد میان آموزش های آکادمیک و انتظارات اجتماعی از نقش مشاور است. این تجربه برای بسیاری از دانشجویان به ویژه در مراحل ابتدایی تحصیل، می تواند به شدت گیج کننده و استرس زا باشد. در کلاس ها، آن ها به مهارت های نظری و عملی در زمینه مشاوره آموزش می بینند، اما در عین حال، انتظارات جامعه از آن ها به گونه ای متفاوت شکل گرفته است. بسیاری از دانشجویان احساس می کنند که آموزش های آکادمیک آن ها به طور کامل با نیازها و انتظارات واقعی جامعه هم خوانی ندارد. از یک سو، آن ها در حال یادگیری تکنیک ها و روش های علمی مشاوره هستند، اما از سوی دیگر، جامعه انتظار دارد که مشاوران به صورت فوری و موثر به مشکلات و چالش های فردی و اجتماعی پاسخ دهند. این تضاد می تواند به احساس عدم کفایت و سردرگمی منجر شود و دانشجویان را به چالش بکشد که آیا واقعا آماده اند تا در میدان عمل وارد شوند یا خیر. علاوه بر این، انتظارات اجتماعی از مشاوران می تواند شامل نگرش های فرهنگی، اجتماعی و حتی مذهبی باشد که در برخی موارد با آموزه های دانشگاهی در تضاد است. به عنوان مثال، در برخی جوامع ممکن است از مشاوران انتظار داشته باشند که به طور خاص به مشکلات خانوادگی یا اجتماعی پاسخ دهند، در حالی که آموزش های دانشگاهی آن ها را به تفکر انتقادی و تجزیه وتحلیل علمی تشویق می کند. این تضاد نه تنها بر نگرش دانشجویان به حرفه مشاوره تاثیر می گذارد، بلکه ممکن است موجب تردید در توانایی های آن ها نیز شود. برخی دانشجویان ممکن است احساس کنند که نمی توانند انتظارات جامعه را برآورده کنند و این امر می تواند باعث کاهش اعتمادبه نفس آن ها در مواجهه با موقعیت های واقعی مشاوره شود. در مقابل، برخی دیگر ممکن است تلاش کنند تا خود را با انتظارات اجتماعی هم راستا کنند، حتی اگر این به معنای فدای برخی از اصول علمی و اخلاقی باشد. این تجربه زیسته می تواند به یک فرایند یادگیری تبدیل شود که در آن دانشجویان با مرور زمان قادر به ایجاد تعادل میان آموزش های آکادمیک و نیازهای اجتماعی می شوند. آن ها می آموزند که چگونه به عنوان مشاور نه تنها به انتظارات جامعه پاسخ دهند، بلکه با تکیه بر دانش و مهارت های علمی خود، به ایجاد تغییرات مثبت در زندگی مراجعین کمک کنند. این فرایند به آن ها کمک می کند تا در آینده به مشاورانی موثر و سازنده تبدیل شوند که توانایی درک و پاسخگویی به نیازهای متنوع جامعه را دارند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نگار پولادسنج
دانشجوی کارشناسی رشته آموزش راهنمایی و مشاوره دانشگاه فرهنگیان کرمان
امیرحسین مطهری
کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان کرمان