مبانی نظری بهره گیری ازفناوری BIM در« طراحی محیطی پاسخگو» در چارچوب نظریه مولد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 194

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SOFEH-35-2_004

تاریخ نمایه سازی: 30 تیر 1404

چکیده مقاله:

اهدف و پیشینه: در رویکرد نوین طراحی محیطی در معماری و شهرسازی بر همگام سازی ظرفیت های محیطی با فرایند طراحی تاکید می شود. امروزه رشد فناوری های دیجیتال نظیر مدل سازی اطلاعات ساختمانی (BIM)، که ابزاری برای سازمان دهی اطلاعات محیطی، فنی، و نظری شناخته می شود، تحولی بنیادین در عرصه طراحی معماری و شهرسازی ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف عرضه چارچوب مفهومی جدیدی برای بهره گیری از فناوری BIM در طراحی محیطی پاسخ گو انجام شده است. اهمیت این هدف در رفع خلاهای نظری موجود در تلفیق ابزارهای دیجیتال با مبانی نظری معماری و طراحی محیطی است. در این پژوهش در چارچوب «نظریه مولد»، تلاش می شود ظرفیت های فناوری BIM برای پاسخ دهی به نیازهای طراحی چندوجهی و انطباق با شرایط محیطی شناسایی شود.تحولات معاصر در معماری افزایش نقش داده های محیطی در فرایند طراحی را می نمایاند. برخلاف رویکردهای سنتی، طراحی معاصر، به ویژه در دوران پساپست مدرنیسم، نیازمند ادغام مفاهیم محیطی، اجتماعی، و فناوری های نوین برای ایجاد پاسخ های انعطاف پذیر به مسائل پیچیده است. فناوری BIM، به منزله ابزار میان رشته ای، با ارائه مدل های دیجیتال چندبعدی، امکان تحلیل و ادغام داده ها در فرایند طراحی فراهم می کند. در پژوهش حاضر در واکنش به محدودیت های موجود در بهره گیری از مبانی نظری در طراحی دیجیتال، چارچوبی جامع برای تلفیق این فناوری با نظریه های معماری عرضه می شود. مواد و روش ها: در این تحقیق از روش تحلیل تماتیک و رویکرد کیفی استفاده شده است. داده های پژوهش از منابع کتابخانه ای گردآوری و در قالب تم های مرتبط کدگذاری شده اند. با تحلیل تماتیک، به منزله رویکردی انعطاف پذیر، شناسایی الگوهای پنهان در داده ها و کشف روابط میان مفاهیم مختلف امکان پذیر می شود. فرایند تحقیق شامل سه مرحله اصلی است: در مرحله اول، داده های مرتبط با فناوری BIM، طراحی محیطی، و نظریه مولد گردآوری و کدگذاری شدند. در مرحله بعدی که تحلیل تماتیک نام گرفت، تم های اصلی و فرعی مرتبط با موضوع شناسایی و دسته بندی گردیدند. در مرحله سوم، با ترکیب یافته های تحلیل تماتیک، چارچوبی مفهومی برای بهره گیری از فناوری BIM در طراحی محیطی ارائه شد. فناوری BIM بستری برای تلفیق داده ها و نظریه ها در فرایند طراحی و در پنج مرحله تعریف شده است: مرحله اول، آماده سازی داده ها (Pre-BIM) که شامل جمع آوری داده های محیطی و سازمان دهی آنها برای تحلیل است. مرحله دوم، مصورسازی واقعیت گرااست  (BIM Light) که شامل ایجاد مدل های سه بعدی از عناصر طراحی و افزودن اطلاعات محیطی به آنها می گردد. مرحله سوم، مرحله تبدیل داده ها به اطلاعات است که داده های محیطی با مدل های سه بعدی برای تحلیل های نظری ادغام می شوند. مرحله چهارم، مرحله ادغام اطلاعات و مهارت هاست، به این معنا که دانش طراحان با داده های مدل سازی شده، برای فراهم سازی امکان انجام طراحی بهتر، ترکیب می شود. مرحله پنجم، مرحله ارزشیابی گزینه ها مبتنی بر مهندسی ارزش تحلیل و مقایسه گزینه های طراحی برای انتخاب بهترین پاسخ است. نتایج و جمع بندی: طبق نتایج پژوهش، فناوری BIM توانایی بالایی در سازمان دهی اطلاعات محیطی، فنی، و نظری در فرایند طراحی دارد. چارچوب مفهومی مورد نظر در این پژوهش امکان بهره گیری از ظرفیت های BIM برای طراحی محیطی پاسخ گو را فراهم می کند. نوآوری این پژوهش در عرضه مدلی جامع برای ادغام فناوری های دیجیتال با مبانی نظری معماری است. این مدل به طور خاص شامل سه جنبه می شود: جنبه انعطاف پذیری، به معنی داشتن امکان تغییر پارامترها و مشاهده نتایج به صورت آنی در طراحی؛ جنبه پایداری، شامل استفاده از داده های محیطی برای بهبود کارایی انرژی و کاهش هزینه های ساخت؛ و جنبه تحلیل چندبعدی، با منظور بیان دیدگاه های چندوجهی برای تحلیل محیطی، فنی، و فرهنگی.همچنین طبق نتایج، فناوری BIM می تواند ابزاری برای تسهیل تعامل میان طراح، عوامل محیطی، و ابزارهای دیجیتال باشد. BIM با ایجاد بانک اطلاعاتی از مبانی نظری، امکان گسترش و ارتقای فرایند طراحی را در پروژه های مختلف فراهم می آورد. علاوه براین، استفاده از الگوریتم های مبتنی بر هوش مصنوعی برای تحلیل داده ها و ایجاد پاسخ های طراحی، کاربردهای عملی و اقتصادی متعددی دارد.چارچوب پیشنهادی شامل پنج مرحله اصلی از آماده سازی داده ها تا ارزشیابی نهایی گزینه های طراحی است. در این مراحل با بهره گیری از رویکردهای پارامتریک و الگوریتمیک، امکان ایجاد پاسخ های طراحی انعطاف پذیر و تطبیق پذیر با نیازهای متنوع را فراهم می شود. پژوهش حاضر به طراحان و پژوهشگران محیطی یاری می کند تا با بهره گیری از فناوری BIM، فرایند طراحی را به طور معناداری ارتقا دهند. این چارچوب با ترکیب مبانی نظری و ظرفیت های فناوری های نوین، به بهبود کارایی و پایداری طراحی محیطی کمک می کند. پیشنهادهای این پژوهش شامل ایجاد بانک اطلاعاتی مبتنی بر مبانی نظری، توسعه الگوریتم های تحلیل داده، و افزایش تعامل میان طراحان و ابزارهای دیجیتال است. درنهایت، این چارچوب می تواند مدلی باشد برای توسعه طراحی محیطی پاسخ گو در معماری و شهرسازی.

نویسندگان

هادی فرهنگدوست

دانشکده هنر و معماری اسلامی، دانشگاه بین المللی امام رضا ع، مشهد، ایران

تکتم حنایی

دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد، مشهد، ایران