روایت ناخودآگاه در بوف کور صادق هدایت بر پایه روانشناسی تحلیلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 273

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HCWNT02_413

تاریخ نمایه سازی: 17 تیر 1404

چکیده مقاله:

رمان «بوف کور» اثر برجسته صادق هدایت، یکی از آثار پیچیده و سمبولیک ادبیات معاصر ایران است که به طور گسترده مورد توجه منتقدان ادبی و روان شناسان قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تحلیل روان شناختی این رمان بر پایه نظریه روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ انجام شده است. نظریه یونگ با تاکید بر مفاهیمی همچون ناخودآگاه فردی و جمعی، کهن الگوها، فرآیند تفرد، سایه و نمادهای سمبولیک، چارچوبی مناسب برای بررسی لایه های پنهان و عمیق اثر فراهم می آورد.در این مطالعه، شخصیت راوی رمان و فرآیند پیچیده روانی او به عنوان نمونه ای از بحران های هویتی و درونی انسان معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. نمادهای کلیدی داستان همچون بوف، مار، چشم، تاریکی و خواب به عنوان زبان ناخودآگاه به کار رفته اند و ارتباط عمیقی با ساختار روانی راوی و ناخودآگاه جمعی انسان ها دارند. تحلیل این نمادها نشان می دهد که رمان «بوف کور» تصویری از کشمکش های درونی و تلاش برای یکپارچگی روانی و رسیدن به خودشناسی و رشد فردی است.ساختار غیرخطی و پراکنده روایت نیز بازتابی از وضعیت آشفتگی روانی و درهم تنیدگی جنبه های مختلف ناخودآگاه راوی است که به عنوان نمایشی از فرآیند تفرد و مواجهه با سایه قابل تفسیر است. این پژوهش نشان می دهد که چگونه «بوف کور» با بهره گیری از نمادها و کهن الگوهای جهانی، به موضوعات بنیادی انسانی می پردازد و نقبی است به روان جمعی و بحران های زیستی انسان معاصر.نتایج این تحقیق بر اهمیت استفاده از رویکرد روان شناسی تحلیلی در نقد ادبی تاکید دارد و پیشنهاد می کند که تحلیل روان شناختی آثار ادبی می تواند فهم عمیق تر و چندبعدی تری از معنا و ساختار آن ها ارائه دهد. این رویکرد نه تنها به درک بهتر «بوف کور» کمک می کند، بلکه می تواند راهگشای پژوهش های آینده در حوزه های میان رشته ای ادبیات و روان شناسی باشد.

نویسندگان

زینب برزگرماهر

دانش آموخته ی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی، استان اردبیل / شهرستان اردبیل