اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب و مهارت های اجتماعی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی
محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مطالعات نوین در روانشناسی، علوم تربیتی، علوم اجتماعی و آموزش و پرورش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 293
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PESSECONF02_047
تاریخ نمایه سازی: 13 تیر 1404
چکیده مقاله:
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب و مهارت های اجتماعی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد؛این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و سپس گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه ۱۹ تهران بود که از میان جامعه مذکور تعداد ۴۰ نفر داوطلب انتخاب شدند؛ که در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و گروه گواه (۲۰ نفر) قرار داده شدند.از پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به روش گروهی استفاده شد که به مدت هشت هفته، هر هفته یک جلسه یک و نیم ساعته اجرا شد. جهت جمع آوری اطلاعات از مقیاس اضطراب لایبویتز ، مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت و آزمون افسردگی بک استفاده شد. برای تجزیه تحلیل اطلاعات آماری از آمار توصیفی و آمار استنباطی با آزمون فرضیه های آنکوا و مانکوا استفاده شد. یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب و مهارت های اجتماعی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی تاثیر دارد.(p <۰/۰۱) . یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای افراد مضطرب بر پذیرش تجربیات ذهنی و تعهد به اقداماتی که با ارزش های شخصی همخوانی دارند، تمرکز دارد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به طور موثری اضطراب را کاهش داده و مهارت های اجتماعی را در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی بهبود بخشد. این روش با افزایش پذیرش و انعطاف پذیری روانی، به بیماران کمک می کند تا بهتر با افکار و احساسات منفی خود کنار بیایند. در نتیجه، کیفیت زندگی و عملکرد اجتماعی این بیماران بهبود می یابد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الهام ضرقامی
گروه روانشناسی ، دانشکده علوم انسانی، واحد ورامین، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
فریبا مرادی عباس آبادی
گروه روانشناسی ، دانشکده علوم انسانی، واحد ورامین، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
مینا سادات میری
دانشجوی کارشناسی ارشد،گروه روانشناسی عمومی ،دانشکده علوم انسانی واحد ورامین،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران