خودتمایزیافتگی و کیفیت ارتباط با جنس مخالف بر اساس کارکرد خانواده
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 202
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CCFEH01_083
تاریخ نمایه سازی: 18 خرداد 1404
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر پیشبینی تمایزیافتگی خود و کیفیت ارتباط با جنس مخالف بر اساس کارکرد خانواده در دانشجویان است. شرکتکنندگان در این پژوهش ۳۴۳ نفر از دانشجویان دانشگاه سمنان با میانگین سنی ۵/۲۱ بودند. دامنه سنی افراد گروه نمونه از ۱۸ تا ۲۵ سال بود که در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. گروه نمونه شامل ۱۵۱ دانشجوی پسر (۴۴ درصد) و ۱۹۲ دانشجوی دختر (۵۶ درصد) بود. ابزارهای پژوهش مورد استفاده عبارتند از: مقیاس ۶۰ سوالی سنجش کارکرد خانواده (FAD) بر مبنای مدل مکمستر (۱۹۶۳) که ابعاد حل مشکل، ارتباطات، نقش ها، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی و کنترل رفتار از کارکرد خانواده را مشخص می کند؛ آزمون ۴۵ سوالی خود متمایزسازی- بازنگری شده (DSI-R) اسکورن و فریدلندر (۲۰۰۳)؛ و پرسش نامه بررسی کیفیت ارتباط با جنس مخالف حامدی (۱۳۹۱) بر اساس نظریه یانگ. برای تعیین پایایی و روایی پرسشنامهها از ضریب آلفای کرونباخ و همبستگی گویهها با نمره کل استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان نشان داد که بعد حل مشکل (۰۰۹/۰>p، ۲۴/۰- = β) و آمیزش عاطفی (۰۳/۰>p، ۱۶/۰- = β) در کارکرد خانواده پیشبینیکننده منفی و معنادار تمایزیافتگی خود است و بعد همراهی عاطفی (۰۰۶/۰>p، ۱۸/۰= β) و نمره عملکرد کلی خانواده (۰۲/۰>p، ۱۹/۰= β) پیشبینیکننده مثبت و معنادار کیفیت ارتباط با جنس مخالف هستند. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که حل مشکل ابزاری و عاطفی یا به عبارتی توانایی خانواده برای حل مشکلات، خودتمایزیافتگی را پیشبینی میکند. از طرفی، الگوی تعامل خانواده میتواند مشکلات ارتباطی با جنس مخالف را پیشبینی نماید. به نظر میرسد هر چه کارکرد خانواده سالمتر باشد، امکان تمایز یافتگی بیشتری وجود خواهد داشت و هر چه خانواده فضایی صمیمی و به دور از آسیب داشته باشد، رابطه اعضای جوان آن با جنس مخالف نیز از کیفیت بالاتری برخوردار خواهند بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرهاد خرمائی
دانشیار، گروه روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
زهرا بیان
کارشناسی ارشد، گروه روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
نادیا دریانیزاده
دانشجوی دکتری، گروه روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران