طراحی مدل محاسباتی ارزش عمر کارکنان با استفاده از رویکرد تحلیل منابع انسانی در یک شرکت تولیدی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 147
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JHCAD-1-2_001
تاریخ نمایه سازی: 13 خرداد 1404
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: منابع انسانی عامل اصلی کسب برتری رقابتی و بقای سازمانها هستند لذا منبع ارزش آفرینی سازمانی نیز محسوب می شوند در همین راستا در دنیای رقابتی امروز، سنجش میزان ارزش خلق شده کارکنان، اهمیت بسیار زیادی دارد چرا که همه کارکنان دارای ارزش یکسان نبوده و باید قدر کارکنان برتر را دانست و در نگهداشت آنها کوشا بود؛ مدلهای قبلی به ارزیابی کیفی ارزش طول عمر کارکنان پرداختهاند اما نوعی خلا علمی و تحقیقاتی در حوزه سنجش عددی و کمی میزان ارزش طول عمر کارکنان بالاخص در واحدهای تولیدی وجود دارد لذا هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل محاسباتی ارزش طول عمر کارکنان با استفاده از رویکرد تحلیل منابع انسانی در یکی از شرکتهای گروه خودروسازی در واحد پرس شاپ که دارای اهمیت خاصی است میباشد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف جز تحقیقات توسعهای-کاربردی محسوب شده و از نظر گردآوری دادهها، تحقیقی تحلیلی – مطالعه موردی است؛ از نظر رویکرد، رویکردی آمیخته(لانه ای) دارد؛ در فاز کیفی از پرسشنامه گروه کانونی و شیوه گروه کانونی برای احصاء شاخصهای درآمد و هزینه ارزشگذاری کارکنان استفاده شده است و در فاز کمی، به شکل عملیاتی، دادههای واقعی صنعت خودروسازی مبنای محاسبه ارزش کمی طول عمر کارکنان قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش در فاز کیفی، ۱۶ نفر از مدیران، معاونان و خبرگان گروه خودروسازی به صورت گروه کانونی انتخاب شدند و در فاز کمی، ۱۵ اپراتور واحد پرس شاپ یکی از شرکت گروه خودروسازی انتخاب شدند؛ یافته ها: طبق نتایج فاز کیفی پژوهش مشخص شد که ۱۱ شاخص اصلی برای سنجش هزینه و ۱۶ شاخص برای سنجش درآمد کارکنان وجود دارد همچنین نتایج فاز کمی نشان داد که همه کارکنان دارای ارزش یکسان نیستند برخی از کارکنان دارای ارزش منفی بودند و برخی دارای ارزش بسیار بالایی هستند فلذا کارکنان در قالب سه دسته کارکنان با ارزش پایین، متوسط و بالا تقسیمبندی شدند؛ بطور کلی نتایج نشان داد که ارزش طول عمر اپراتور ۱ تا ۴ در مجموع منفی است یعنی این کارمندان در طی ۳ سال به اندازه هزینهای که برای جذب و پرورش آنها پرداخت شده، ارزش آفرینی نداشتهاند. نتیجه گیری: به مدیران شرکت تولیدی و صنعت خودروسازی کشور توصیه میشود که در برنامههای آموزش کارکنان بالاخص آموزش عملی و مهارتی آنها تمرکز بیشتری نمایند چرا که فراگیری دانش تجربی و افزایش سطح مهارتی آنها باعث خلق ارزش بیشتر خواهد شد همچنین در جهت نگهداشت کارکنان ماهر و باتجربه خود نهایت تلاش خود را بنمایند چرا که بیشترین خلق ارزش متعلق به این دسته از کارکنان است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیدمحمدامین مهدوی حسینی
دانشجوی دکتری مدیریت، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران
حمیدرضا یزدانی
دانشیار گروه رهبری و سرمایه انسانی دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران. تهران، ایران.
حسن زارعی متین
استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
امین حکیم
استادیار گروه مدیریت، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران،