تحلیل تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر خودآگاهی و خودتنظیمی دانش آموزان

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 206

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSECONFE01_2907

تاریخ نمایه سازی: 16 اردیبهشت 1404

چکیده مقاله:

در چشم انداز آموزشی معاصر، تاکید فزاینده ای بر پرورش مهارت هایی فراتر از دانش محتوایی صرف وجود دارد. در این میان، تفکر انتقادی به عنوان یک قابلیت کلیدی شناخته می شود که دانش آموزان را برای مواجهه با پیچیدگی ها و چالش های دنیای مدرن آماده می سازد. تفکر انتقادی، شامل توانایی تحلیل، ارزیابی و تفسیر اطلاعات، استنتاج منطقی و تصمیم گیری آگاهانه است. در کنار این مهارت های شناختی، خودآگاهی و خودتنظیمی نیز به عنوان مولفه های حیاتی رشد فردی و موفقیت تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان مطرح هستند. خودآگاهی به معنای درک عمیق فرد از افکار، احساسات، نقاط قوت، ضعف ها و ارزش های خود است، در حالی که خودتنظیمی به توانایی فرد در مدیریت و کنترل رفتار، افکار و هیجانات خود برای دستیابی به اهداف اشاره دارد. این مقاله مروری با هدف تحلیل تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر توسعه خودآگاهی و خودتنظیمی در دانش آموزان انجام شده است. پژوهش ها نشان می دهند که فرآیندهای ذهنی درگیر در تفکر انتقادی، به ویژه فرآیندهای فراشناختی مانند خوداندیشی و ارزیابی فرآیندهای فکری خود، ارتباط مستقیمی با افزایش سطح خودآگاهی دارند. زمانی که دانش آموزان یاد می گیرند چگونه افکار و باورهای خود را مورد سوال و تحلیل قرار دهند، درک عمیق تری از منشا و صحت آن ها پیدا می کنند که این خود به تقویت خودآگاهی منجر می شود. علاوه بر این، آموزش تفکر انتقادی با بهبود توانایی برنامه ریزی، نظارت بر پیشرفت و ارزیابی نتایج، مستقیما بر توانایی خودتنظیمی دانش آموزان تاثیر می گذارد. خودتنظیمی نیازمند توانایی ارزیابی موقعیت، تعیین اهداف واقع بینانه، انتخاب راهبردهای مناسب، پایش عملکرد و اصلاح مسیر در صورت لزوم است؛ تمام این مراحل با فرآیندهای تفکر انتقادی همپوشانی قابل توجهی دارند. دانش آموزانی که به صورت انتقادی می اندیشند، بهتر می توانند موانع را شناسایی کرده، راه حل های جایگزین را ارزیابی نمایند و رفتارهای خود را به گونه ای تنظیم کنند که احتمال دستیابی به اهدافشان افزایش یابد. این مقاله به بررسی سازوکارهایی می پردازد که از طریق آن ها آموزش تفکر انتقادی می تواند به پرورش این دو قابلیت درونی حیاتی در دانش آموزان کمک کند و اهمیت ادغام آموزش این مهارت ها را در برنامه های درسی مورد تاکید قرار می دهد.

نویسندگان

عباس حسن زاده نرمی

کارشناسی مهندسی شیمی گرایش صنایع گاز دانشگاه آزاد قوچان

ودیعه عباسی صیداباد

کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه غیرانتفاعی اشراق بجنورد