تطبیق الگوی فلسفه علوم اجتماعی بر جامعه شناسی: ایده ای برای شکل گیری فلسفه جامعه شناسی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 156
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MTOD-30-121_002
تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1404
چکیده مقاله:
مقدمه و اهداف : فلسفه علم، تحلیلی فلسفی از مسائل یک علم، نظریه ها و روش های علمی آن علم است که به کاویدن در مباحث علمی و بررسی مبادی و لوازم و لواحق و حدود مسئله های علمی می پردازد. فلسفه علم موارد و مصادیق متعددی دارد ازاین رو امروزه همه علوم دارای یک فلسفه خاص خود هستند. اما جامعه شناسی تاکنون فاقد چنین فلسفه ای بوده است. فلسفه جامعه شناسی فرضی می تواند یکی از مصادیق فلسفه علم به طور عام و فلسفه علوم اجتماعی به طور خاص تلقی شود. همانطور که جامعه شناسی شاخه ای از علوم اجتماعی است؛ فلسفه جامعه شناسی نیز می تواند ذیل فلسفه علوم اجتماعی مطرح شود. فلسفه جامعه شناسی به طور مستقل چندان تاکنون کانون توجه نبوده است ازاین رو به ندرت محتوای مستقلی درباره فلسفه جامعه شناسی تولید و پردازش شده است. این پژوهش به دنبال به کارگیری الگوی فلسفه علوم اجتماعی و تطبیق آن بر محتوای معرفتی و روششناختی جامعهشناسی برای طرح ایدهای درخصوص فلسفه جامعهشناسی است. مسائل، موضوعات، نظریهها و حوزههای جامعهشناسی موضوع فلسفه جامعهشناسی است؛ ازاینرو معرفت درجه دوم است؛ زیرا موضوع آن خود علم جامعهشناسی است. گستردگی موضوع جامعهشناسی که به مطالعه پدیدههای اجتماعی میپردازد نسبت به سایر رشتههای علوم اجتماعی، همچون سیاست یا اقتصاد، احتمالا از عوامل عدم پرداختن به فلسفه جامعهشناسی تاکنون است. افزون بر آن مباحث جامعهشناسی نظری همواره به مفاهیم یا نظریهها و پارادایمهای حاکم بر نظریههای جامعهشناسی پرداختهاند؛ این امر اگرچه تا حدی خلا موجود در زمینه فلسفه جامعهشناسی را پرکرده است، اما نیازمندی به علم مستقل فلسفه جامعهشناسی را مرتفع نکرده است. فلسفه جامعهشناسی میتواند ما را در تحدید حوزه جامعهشناسی و ارائه معیارهایی برای تفکیک و تمایز جامعهشناسی از سایر علوم یاری کند. همچنین، استخراج مبانی و پیشفرضهای جامعهشناسی و تبیین آنها و ارجاع پیشفرضها به جایگاه واقعی آنها برای تحقیق و بررسی عمیقتر و نیز کشف معیارهای برای ارزیابی دادهها و تمایز آنها در حوزه های فکری جامعهشناسی و نیز استخراج قواعد و روشهای حاکم بر پژوهشهای جامعهشناسی از مباحثی است که در فلسفه جامعهشناسی میتوان به آن پاسخ داد.روش پژوهش: این پژوهش به روش تطبیق الگو و براساس بررسی و مطالعه اسنادی صورت گرفته است. ابتدا با روش مطالعه اسنادی به فهمی از فلسفه علوم اجتماعی دست یافته و موضوعات و مسائل مدل فلسفه علوم اجتماعی استخراج شد و سپس آن پرسشها در مقابل جامعهشناسی قرار داده شد و سعی شد براساس آثار مهم جامعهشناسی به آنها پاسخ داده شود. تجمیع پاسخها و سامان دهی آنها در یک طرح واره، ایدهای نو برای فتح باب گفتگو و مطرح شدن فلسفه جامعهشناسی خواهد بود. به صورت کلی فلسفه جامعه شناسی از روشهای عقلی، مقایسه ای و تطبیقی بهره می برد.یافته ها: علوم اجتماعی آغشته به مفاهیم فلسفیاند. وظیفه فلسفه علوم اجتماعی و بهدنبال آن جامعهشناسی تامل در مفاهیم حیات جمعی و نظامها و حوزههای مفهومی گونهگون برای بررسی عقلانی بودن حیات جمعی است. جامعه شناسی مثل هر علم دیگری برای اصلاح، رشد و کارآیی نیازمند یک فلسفه است تا بتواند به مسائل رودرروی خود پاسخ مناسبی دهد. ارزیابی روش شناسانه، معرفت شناسانه و تالیف و بررسی مبانی بنیادی و پارادایمیک جامعه شناسی لزوم چنین فلسفه ای را ضرورت می بخشد.در فلسفه علوم اجتماعی بحث های دامنه داری در مورد شباهت ها و تفاوت های علوم اجتماعی و علوم طبیعی وجود دارد. علومی مانند جامعه شناسی همواره برخی از ویژگی های علوم طبیعی را به عاریت می گیرند اما همه این ویژگی ها برای مطالعه جهان اجتماعی مناسب نیستند. ازآنجاکه در جامعه شناسی با پدیده های اجتماعی مواجه هستیم جست وجو برای اتحاد، تحت یک نظریه جامع برای نظام مند کردن و پیش بینی دست نیافتنی می نماید. از عوامل عدم دسترسی به نظریههای فراگیر و جامع در جامعهشناسی، ماهیت متغییر و متحول جهان اجتماعی نسبت به جهان طبیعی است. در مقابل نظریاتی که موضوع جامعه شناسی را امر واقعی تلقی می کنند؛ معتقدند پدیده های اجتماعی که اعتباری اند؛ موضوع جامعه شناسی اند. به نظر می رسد موضوع جامعه شناسی را بتوان بررسی فرایندهای اجتماعی به عنوان یک کل دانست و چنین موضوعی، متمایز از موضوعی است که به بررسی صرف یک پدیده یا دسته ای از پدیده ها می پردازد. مباحث مطرح در جامعهشناسی نظری تا حدودی خلا فلسفه جامعهشناسی را برای محققان پر کرده است؛ اما این علم نتوانسته است همه پرسشهای فلسفی حل ناشده دراینباره را پاسخ دهد. شمار فراوان دیدگاه ها در جامعه شناسی و آمیختگی آنها تحلیل مجزای دیدگاه ها را دشوار می کند. راه حل اولیه این است که به طور تصنعی دیدگاه ها از هم جدا شوند. چهار دیدگاه نظریه کارکردی، نظریه تضاد، نظریه کنش متقابل گرایی و نظریه مبادله در جامعه شناسی مطرح اند. هرکدام از آنها در زمان های مختلف به عنوان تنها راه نجات جامعه شناسی از مشکل نظری طرح شدند. پارادایم های اثباتی، انتقادی و تفسیری- تفهمی، پارادایم هایی است که معمولا مکاتب جامعه شناسی را بر اساس آن ها دسته بندی می کنند با این وجود مدل های پارادایمی اغلب از توضیح تناقضات و پاسخ پرسشهای فلسفی در خصوص جامعه شناسی عاجزند ازاین رو باید به ضرورت فلسفه ای برای جامعه شناسی اذعان کرد.تنیجه گیری: در این پژوهش به دنبال به کارگیری الگوی فلسفه علوم اجتماعی و تطبیق آن بر محتوای معرفتی و روششناختی جامعهشناسی برای طرح ایدهای درخصوص فلسفه جامعهشناسی بودیم.گستردگی موضوع جامعهشناسی و نیز وجود مباحث جامعه شناسی نظری از عوامل عدم پرداختن به فلسفه جامعه شناسی به طور مستقل بوده است. فلسفه جامعهشناسی میتواند ما را در تحدید حوزه جامعهشناسی و ارائه معیارهایی برای تفکیک و تمایز جامعهشناسی از سایر علوم یاری کند. همچنین، استخراج مبانی و پیشفرضهای جامعهشناسی و تبیین آنها و ارجاع پیشفرضها به جایگاه واقعی آنها برای تحقیق و بررسی عمیقتر و نیز کشف معیارهای برای ارزیابی دادهها و تمایز آنها در حوزههای فکری جامعهشناسی و نیز استخراج قواعد و روشهای حاکم بر پژوهشهای جامعهشناسی از مباحثی است که در فلسفه جامعهشناسی مورد واکاوی قرار می گیرد جامعه شناسی در حیطه نظری به طور مستقل و جدا از جستار نظریه ها و مکاتب جامعه شناختی به بررسی فرایندهای شناخت و ساخت نظریه ها، کشف پیوندهای فرانظری نظریه ها و نقد آن و تلفیق نظریه ها می پردازد. کارکرد چنین مباحثی از قلمرو نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی مجزا است. چهارچوب نظری یک جامعه شناس زمانی مشخص می شود که مفاهیم انتزاعی مورد استفاده او و منشا آنها روشن گردد. بررسی نوشته ها و ایده های نظری محقق برای دستیابی به مفاهیم و مدل ها و اصول پیش نیاز آن ها، در راستای یافتن رابطه محتوا و خطوط اصلی بحث برای فهم چهارچوب نظری و مدل های رسمی و اصول نظری که در نوشته ها پنهان شده اند مشاهده تجربی، توضیح تاریخی، مدل سازی، شکل بندی مفهوم و طبقه بندی، طرح اصول ومدل های علی اتنزاعی، قسمت های مهمی از کار جامعه شناسی را تشکیل می دهد که در فلسفه جامعه شناسی می توان به آن پرداخت
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه بهجت
دانشجوی دکترای جامعه شناسی، مدرس حوزه و دانشگاه، قم، ایران
مجید کافی
دانش آموخته حوزه علمیه و دانشیار گروه جامعه شناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :