نقد و نگاهی زیباشناختی به غزلی از بیدل دهلوی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 227
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICLP13_073
تاریخ نمایه سازی: 27 فروردین 1404
چکیده مقاله:
بی دل دهلوی از شاخص ترین سرایندگان سبک هندی است که با بهره گیری از زبانی پیچیده و تصاویری خیالانگیز، زیباترین مضامین و درونمایه های عرفانی، فلسفی و هستی شناسانه را در اشعار خود بازتاب داده است. غزل مورد بحث، با زبانی نمادین و ساختاری پیچیده، به مفاهیمی همچون وهم، هستی، شوق، ناپایداری عمر و حیات عرفانی می پردازد. بی دل در این شعر، هستی را تصویری موهوم و حبابگونه می داند که بر طاق عدم نشسته است و انسان را موجودی سرگشته و بیقرار معرفی می کند. زبان تصویری و استفاده از عناصر خیالانگیز مانند آیینه، حباب، ابرو و اشک، نشان از تسلط او بر سبک هندی و شیوه خاص بیان مفاهیم انتزاعی دارد. از منظر زیبایی شناسی، این غزل بر بازیهای زبانی، ترکیبهای بدیع و هنجارگریزیهای معنایی تکیه دارد. تضادها و تناقضهای ظاهری—چون رفتن و رمیدن از خویش، یا وجود رنگها در جهانی بیرنگ—همراه با تشبیهات و استعارات عمیق، فضایی رازآلود و تفکرانگیز ایجاد می کند. وزن شعر و موسیقی داخلی آن نیز بر غنای احساسی و تاثیرگذاری مفاهیم افزوده. در مجموع، جستار پیشرو با تحلیل زبانی، تصویری و مفهومی این غزل، نشان می دهد که بی دل چگونه با استفاده از ظرفیتهای سبک هندی، تجربه های عرفانی و تاملات فلسفی خود را به شکلی بدیع و هنرمندانه انتقال می دهد. شاعر با استفاده از استعاره های بدیع و ترکیبات انتزاعی، به بررسی ماهیت وجود، وهم و حقیقت می پردازد و سوالاتی بنیادین درباره هویت و جایگاه انسان در جهان مطرح می کند. نتایج پژوهش، نشان می دهد که بی دل با استفاده از تخیل هنری خالقانه و زبانی چند لایه و منحصربه فرد و نگرشی متفاوت، تجربه های عرفانی و درونی خود را به صورت هنری و مفهومی در این غزل انعکاس داده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
روشنک ذوالفقاری
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران