استعاره مفهومی « عشق» در با عشق تاب می آورم از حسین منزوی (براساس نظریه جورج لیکاف و مارک جانسون)

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LCICD03_052

تاریخ نمایه سازی: 28 اسفند 1403

چکیده مقاله:

در نظریه کلاسیک استعاره یک صنعت ادبی- بالغی است که صرفا جهت تولید اثر هنری به کار رفته و مربوط به زبان است. دیدگاهی که این نظریه سنتی را زیر سوال میبرد، نظری ه استعاره مفهومی است که توسط جورج لیکاف و مارک جانسون در کتاب استعارههایی که آن ها را باور داریم مطرح شد. آنها معتقدند استعاره که هم در اندیشه و هم در زبان روزمره جاری است، نظام مفهومی متداولیست که ذهن ما مفاهیم انتزاعی را، به صورت ناخودآگاه درک می کند و برای دستیابی به آن باید به زبان توجه کنیم. یکی از این مفاهیم انتزاعی عشق است. تکیه این پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای است. یافتهها نشان می دهد که عشق سکه« شاعر در این اثر کالن استعاره را برای جنبه مثبت و منفی عشق به »ای دو رو است وسیله استعارههای مفهومی ساختاری و هستیبخش (هستومند و هستی بخش) به تصویر میکشد. از این رو، مفهوم عشق در شعر نیمایی حسین منزوی با تکیه بر اثر با عشق تاب میآورم با توجه به نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون بررسی خواهد شد.

نویسندگان

فرحناز همتی

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

وحید مبارک

استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران