بررسی بازتاب سیمای قلندر، در آیینه ی شعر سنایی غزنوی، عطار نیشابوری، مولوی بلخی و حافظ شیرازی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF08_123

تاریخ نمایه سازی: 26 اسفند 1403

چکیده مقاله:

تصوف، پشمینه پوشی از جهت صفای باطن است و صوفی، کسی را گویند که هیچ گونه وابستگی و دلبستگی به مظاهر دنیوی ندارد. عرفان، یکی از دانش هایی است که در قلب فرهنگ اسلامی، پرورده شده و تکامل یافته است. در هر دو گروه، مبنای اندیشه، زهد و پرهیزگاری و التزام به مبانی شریعت بوده است. در عرفان ایرانی، سلوک رهروان، از مسیر «طریقت» بوده که با مشرب فلسفی و آزاداندیشی همراه بوده است. در سیر تکاملی تصوف و عرفان، مجموعه ی تکانه های روحی و تپش های اجتماعی را در چهار جریان فکری: کرامیه، صوفیه، مالمتیه و فتیان (آیین جوانمردی) می توان رده بندی کرد. در سیر تحول تاریخی، فرقه ها و گروه های بی شماری از میان این چهار جریان فکری، بروز و ظهور یافته که هر یک در دوران خود آثاری پسندیده یا ناپسند از خود، بر جای نهاده اند اما مهم ترین جریان فکری «آیین قلندری» بود که از مبانی اندیشگی هر چهار جریان برخوردار است. این پژوهش به روش «توصیفی تحلیلی» سیمای قلندر را در آیینه ی اندیشه و شعر پنج رکن عرفان و ادب پارسی، از پنج جغرافیای متفاوت ایران، مورد بررسی قرار داده و به این نتایج دست یافته است که: قلندری یک آیین نهانگری رازآمیز ایرانی است که عناصری از کیش زردشتی در آن تبلور یافته است. که: قلندریه در طول تاریخ به دلیل کاربرد «شطح و طامات» در گفتار و نوشتار، همچنین تسامح و تساهل و تجاوز به «تابوها»، مورد رد یا قبول توده ی مردم و البته انتقاد و آزار طبقات حاکم قرار گرفته است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

غالمرضا تمیمی

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، موسسه آموزش عالی آفرینش، بروجرد، ایران

مهناز عباسی

دانش آموخته ی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد، ایران