چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: برنج (Oryza sativa L.)منبع غذایی بیش از نیمی از جمعیت جهان را فراهم میکند. بیماری ناشی از solani Rhizoctonia تولید برنج را بهشدت محدود کرده و منجر به زیان اقتصادی شدید شده و امنیت غذایی را تهدید کرده است. در حالحاضر استفاده از قارچکشهای تجاری مناسبترین روش برای کنترل این بیماری است اما استفاده از قارچ کشها باعث افزایش هزینه و آسیبهای زیست محیطی و بهداشتی میشود. بر این اساس استفاده از ترکیبات شیمیایی زیستسازگار یک استراتژی نوآورانه، در مدیریت یکپارچه محصول و در برابر طیف وسیعی از تنشها موثر است. از جمله این مواد شیمیایی زیست سازگار، میتوان به فسفیتها اشاره کرد که از طریق اثر مستقیم بر پاتوژن و غیرمستقیم با تحریک پاسخهای دفاعی میزبان موجب کاهش بیماری میشود.
مواد و روشها: بذور رقمهای طارم محلی و خزر تهیه و بهمنظور تولید گیاهچههای همسان و عاری از پاتوژن ضد عفونی گردیدند سپس بذور را جوانهدار کرده و به گلدانهای پلاستیکی حاوی خاک استریل منتقل و گلدانها به اتاقک رشد انتقال یافتند. تعدادی از گیاهچهها با فسفیت پتاسیم تیمار و تعدادی بهعنوان کنترل مثبت در نظر گرفته شدند. سپس تمام بوتهها با.solani Rآلوده گردیدند. نمونهبرداری از بافت برگی گیاهچههای تیمار شده و شاهد بهترتیب در بازههای زمانی۰، ۲۴، ۴۸، ۷۲ و ۹۶ ساعت بعد از آلودگی انجام گرفت و نمونهبرداری در بازه زمانی ساعت ۱۲-۱۰ روز انجام گرفت. سپس عصاره برگی استخراج و برای اندازهگیری فعالیت آنزیمی (کاتالاز، پلیفنول اکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز) استفاده شد. شدت بیماری و فعالیت آنزیمی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در دو رقم طارم (مقاوم) و خزر (حساس) و دو تیمار فسفیت پتاسیم و .solani Rبا سه تکرار انجام گرفت.
یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات تیمارها در تمامی منابع تغییرات در میزان شدت بیماری و فعالیت آنزیمهای PPO و SOD معنیدار بوده ولی در میزان فعالیت آنزیم CAT اثرات تیمارها در تیمار-رقم غیر معنیدار ولی در منابع دیگر معنیدار بود. میزان شدت بیماری در گیاهان شاهد (تحت تنش بیمارگر) نسبت به گیاهان تیمار شده با فسفیت پتاسیم و در رقم حساس (خزر) نسبت به رقم مقاوم (طارم) بیشتر و معنیدار بود و همچنین در گیاهان شاهد و تیمار شده پیشرفت بیماری ۲۱ روز بعد از آلودگی نسبت به روز یازدهم بیشتر بود. فعالیت آنزیمها در رقم مقاوم (طارم) و حساس (خزر) و بین دو تیمار فسفیت پتاسیم در حضور بیمارگر معنیدار بود. بیشترین میزان فعالیت آنزیمها مربوط به رقم طارم محلی و تیمار فسفیت پتاسیم در حضور بیمارگر و کمترین آن مربوط به رقم خزر و تیمار . solani Rبوده است. فعالیت آنزیم کاتالاز در هر دو تیمار و رقم در ۲۴ ساعت بعد از آلودگی افزایش داشته سپس در ساعت ۴۸ و ۷۲ بهتدریج کم شده ولی در ساعت ۹۶ بیشترین میزان فعالیت را نسبت به زمان صفر داشته است. فعالیت آنزیم پلیفنول اکسیداز در تمام بازههای زمانی روند افزایشی داشته است و فعالیت سوپر اکسید دیسموتاز بهتدریج اضافه شده و در ساعت ۷۲ به بیشترین میزان خود رسید و پس از آن در ساعت ۹۶ کاهش یافت.
نتیجهگیری: کاتالاز تبدیل هیدروژن پراکسید به آب و اکسیژن را کاتالیز میکند، بنابراین گیاه را در برابر آسیبهای اکسیداتیو بیمارگرها محافظت مینماید. در گیاهان بیمار در حضور فسفیت پتاسیم فعالیت آنزیم به نسبت به گیاهان شاهد آلوده افزایش پیدا کرد که میتوان نتیجه گرفت فسفیت پتاسیم باعث فعالیت بیشتر آنزیم در گیاهان در برابر پاتوژن میشود. پلیفنل اکسیدازها اکسیداسیون فنل را به کینون کاتالیز میکند و شرایط را برای توسعه پاتوژن نامساعد میکند و در تیمار فسفیت پتاسیم با القای مقاومت باعث تولید بیشتر کینونها شده و محیط را برای پاتوژن سمی کرده در نتیجه میزان گسترش بیماری نسبت به تیمار . solani Rکمتر شده است. سوپر اکسید دیسموتاز عملکرد مهمی بهعنوان سیگنال هایی در مسیرهای انتقال بوده و به عنوان محرک آسیب سلولی در هنگام تولید بیش از حد اکسیژن نقش مهمی در فیزیولوژی گیاه دارد. در گیاهان تیمار شده با فسفیت پتاسیم حداکثر فعالیت آنزیم در ساعت ۷۲ ولی در گیاهان شاهد ۹۶ ساعت بعد از آلودگی بود که میتوان نتیجه گرفت فسفیت پتاسیم باعث کاهش تنش اکسیدانیو شده و از پیشرفت بیماری وعلائم جلوگیری کرده است. در این پژوهش فعالیت آنزیمهای کاتالاز، پلیفنول اکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز در رقم حساس (خزر) نسبت به رقم (مقاوم) پایینتر بوده که نشان دهنده این است در رقم خزر سطح گونههای اکسیژن فعال بیشتر بوده در نتیجه گسترش و علائم بیماری بیشتر است. . solani Rبا تولید آنزیم و توکسین باعث مرگ سلولی در گیاه میشود ولی فسفیت پتاسیم با افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاتالاز، پلیفنول اکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز از مرگ سلولی جلوگیری میکند در نتیجه مانع پیشروی قارچ میشود. بنابراین میتوان از فسفیت پتاسیم بهعنوان ترکیب شیمیایی زیست سازگار بهجای قارچکشها در مدیریت یکپارچه بیماری استفاده کرد.