سیمای معشوق در شعر حسین منزوی و محمد علی بهمنی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 344
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LCONF08_040
تاریخ نمایه سازی: 19 اسفند 1403
چکیده مقاله:
ذکر معشوق و عواطف عاشقانه از اصلی ترین مضامین غزل در طول ادوار شعر فارسی است. در شعر حسین منزوی و محمد علی بهمنی با این که میتوان مضامین دیگری نیز یافت، توصیف عوالم عاشقانه بسیار پررنگتر است. معشوق در شعر آنان سیمای زنانه دارد و حضوری ملموس و عینی به ویژه در شعر منزوی دارد. گرچه برخی از ویژگی هایی که آنان در وصف معشوق به کار میبرند؛ همان معیارهای زیباشناسی قدما است؛ اما نوع تصویر پردازی آنان تا حد زیادی گرد کهنگی را از اینگونه مفاهیم می زداید. در این پژوهش سیمای معشوق در شعر منزوی و بهمنی در دو محور عمده بررسی شد ۱ توصیف پیکر معشوق - احوال معشوق در باب توصیف پیکر معشوق میتوان وصف و ستایش چشم دست ،گیسو لب صدا و نگاه معشوق را مشاهده کرد که برخی از این توصیفات همان معیارهای وصف معشوق در ادبیات گذشته است؛ مثلا درباره چشم به سیاهی و مستی چشمان یا در باره گیسو به بلندی سیاهی و خوش بو بودن آن پرداخته اند. لب نیز مفاهیم مستی و شیرین بودن را تداعی میکند توصیف دست و صدای معشوق در اشعار حسین منزوی و بهمنی از ویژگیهایی است که کارکردی جدید دارد و از مهربانی و دلبستگی عاشق و معشوق خبر میدهد. احوال معشوق را میتوان در مولفه هایی چون بلند مرتبگی و شکوه معشوق بی وفایی دلربایی و عشو مگری، ریاکاری دست نیافتنی بودن سنگ دلی و جفاکاری خشم معشوق مهربانی و شرم و حیا بازیافت شرم و حیای دخترانه و مهربانی از ویژگیهای معشوق زنانه است که خاص ادبیات معاصر است.
نویسندگان
زهرا حسینی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارس ی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه جهر م
محمدصادق کشاورز
دانش آموخته مقطع کارشناسی ارش د رشت ه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم