سیمای اسکندر در شاهنامه فردوسی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 417

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LCONF08_033

تاریخ نمایه سازی: 19 اسفند 1403

چکیده مقاله:

اطراف حیات مردان بزرگ تاریخ را گاه هاله ای از افسانه ها و اساطیر فرا میگیرد. در حقیقت اساطیر چنان با تاریخ آمیخته می گردد که حتی در دوران تاریخ احوال کسانی چون اسکندر گهگاه در روایات عامه و درون افسانه ها و اساطیر فرو می رود. این افسانه ها به تدریج برگرد زندگی نامه واقعی آنان حلقه میزنند و کم کم زندگی اساطیری را می سازند. هر چند برخی از محققان برآنند که این افسانه های اساطیری مضامین اندیشمندانه و دارای ریشه های واقعی تاریخی میباشند که بعدها مطابق سلیقه و تصورات راویان شاخ و برگ افسانه ای یافته اند. در میان بزرگان تاریخ زندگی کمتر شخصیتی را می توان یافت که به اندازه اسکندر با آشفتگی ها گزافه ها و افسانه ها در آمیخته است. اسکندر مقدونی یکی از چهره های تاریخ ساز و اثر گذار در تاریخ و تمدن بشر بوده است. جای شگفتی است که درباره هیچ شخصیت اسطوره ای و تاریخی تاکنون به اندازه اسکندر اثر مستقل به زبان فارسی تالیف نشده است. با این که شخصیت اسکندر در حماسه ملی ایران آمیخته ای است از صفات خوب و بد در مطالعات شاهنامه شناسی و تاریخی ایران نوعی اسکندرستیزی غیر منطقی به چشم می خورد که با داستان اسکندر در فرهنگ ادبی و شفاهی ایران در تضاد است به روایت شاهنامه اسکندر فرزند داراب و از خاندان شاهان ایران است و محق بر تاج و تخت است. داستان کشورگشایی های او با ۲۴۰۸ بیت، مفصل تر از برخی داستانهای معروف شاهنامه نقل شده است. برخی از محققین معتقدند ایرانیان برای این که از خواری شکست به دست اسکندر کاسته شود داستان خویشاوندی اسکندر با داراب را آفریدند تا اسکندر را شاهی ایرانی قلمداد کنند تا تلخی این شکست توجیه شود. همین که اسکندر به صورت قهرمانی ملی و کاملا ایرانی در آمده است. نشانگر اینست که خواستگاه این داستان هر چه باشد منجر شده است که اسکندر در ادبیات رسمی و عامیانه ایران پذیرفته و ایرانی شده بوده است.

نویسندگان

محدثه فرخی

استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودان، دانشگاهآزاد اسلامی، رودان.