بررسی تاثیر تجربه ی مرگ بر اندیشه ی داستایوفسکی در رمانهای »جنایات و مکافات«، »برادران کارامازوف« و »ابله «
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 316
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IERF02_037
تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1403
چکیده مقاله:
فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی یکی از بزرگترین نویسندگان روسیه و جهان است که آثار او تاثیر عمیقی بر ادبیات و فلسفه داشته اند. موضوع مرگ و یا تجربه ی خوفآور در دو قدمی مرگ بودن در بسیاری از آثار نویسنده به عنوان یکی از مفاهیم محوری مطرح شده و به شیوهای فلسفی و روانشناختی جلوهگر می شود. او در آثار خود از مرگ به عنوان یک ابزار فلسفی و روانشناختی برای بررسی عمق روان شخصیت هایش استفاده کرده و آن را نقطه ی عطفی در زندگی شخصیت های داستان قرار می دهد تا آنها را به تفکر عمیق تر درباره زندگی ، اخلاق و معنویت وا دارد. هدف اصلی این مقاله تفسیر دیدگاه داستایوفسکی به موضوع مرگ یا تجربه ی خوفآور در دو قدمی مرگ بودن از طریق تحلیل مونولوگهای چند شخصیت از رمانهای »جنایت و مکافات«، »برادران کارامازوف« و »ابله « و نیز بررسی مفهوم اصطلاح روانشناسی »سایه « در این آثار است . این پژوهش با روش کتابخانه ای و مطالعه ی رمانهای نامبرده از منظر ادبیات و روانشناسی به بررسی موضوع مورد بحث می پردازد. داستایوفسکی با بهرهگیری از مرگ به عنوان یک عنصر روایی قوی ، نه تنها داستانهایی جذاب و پرکشش خلق می کند، بلکه خوانندگان را به تعمق در مورد معنا و هدف زندگی ، اخلاقیات و پیامدهای اعمال انسانی دعوت می کند. مرگ در آثار او شاید لحظاتی نفسگیر را به مخاطب تحمیل می کند، اما کمی بعد از فروکش کردن غلیان احساسات در مخاطب ، خود موضوع مرگ و یا تجربه ی آن عاملی است که شخصیت ها و مخاطبان را به جستجوی حقیقت ذاتی بشر و بررسی مفاهیم عمیق تر وجودی انسان سوق می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صدیقه خزائی
دکترای آموزش زبان روسی، مدرس دانشگاه گیلان، گروه زبان روسی ایران، رشت
علیرضا الفتی چیرانی
دانشجوی کارشناسی زبان روسی، دانشگاه گیلان