چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: گاوهای پر تولید به ویژه در ابتدای دوره شیردهی به طور عمده در تعادل منفی انرژی قرار دارند. این مسئله به دلیل مصرف انرژی کمتر از احتیاجات لازم برای تولید بالا رخ میدهد که سبب می شود تا حیوان از ذخایر بدن خود استفاده نماید. براین اساس، باید جیره مصرفی را غنی کرد. یکی از این راه ها، استفاده از مکمل چربی است. افزایش سطح چربی جیره جهت تامین انرژی در این دوران اهمیت دارد از اینرو برای تامین انرژی در خوراک از چربی استفاده می شود . مکمل چربی می تواند تعادل منفی انرژی در گاوهای پرتولید را کاهش دهد. اثرات مفید مکمل چربی به نوع و مقدار آن بستگی دارد. برای کاهش اثرات مخرب چربی ها در شکمبه ( مثل کاهش نسبت استات به پروپیونات، کاهش هضم الیاف و کاهش تولید متان) باید نسبتا بیاثر شوند با این حال، استفاده از چربی در تغذیه گاو شیری محدودیتهایی نیز بههمراه دارد که باید برطرف شود. به کار بردن ترکیبات امولسیفایر به دلیل ویژگی امولسیون کنندگی چربی ها و افزایش هضم چربی ها، در این دوران می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. مولکول امولسیفایر می تواند با بخش آبدوست خود در آب و با بخش آبگریز خود در چربی حل شود و نقش مهمی در کمک به تشکیل میسل ایفا نماید. بنابراین، امولسیفایرها می توانند قطرات چربی را در امولسیون توزیع کنند که این امر برای هضم و جذب چربی ها لازم است. از ترکیبات امولسیفایری که باعث افزایش هضم و جذب چربی موجود در جیره میشود، میتوان به لیزوفسفولیپیدها اشاره کرد.
لیزوفسفولیپید یک افزودنی خوراک قوی برای بهبود هضم، جذب و افزایش بهرهوری خوراک بوده که باعث افزایش تولید، راندمان خوراک و جذب مواد مغذی جیره میشود. در این پژوهش به بررسی اثرات استفاده از این امولسیفایر بر فراسنجههای بیوشیمیایی خون و شیر، آنزیم های کبدی و شکمبه ای و جمعیت میکروبی شکمبه در اوایل دوره ی شیردهی گاوهای شیری هلشتاین پرداختیم.
مواد و روش ها: این آزمایش بر روی ۱۵راس (۳ گروه ۵راسی) گاو شیری هلشتاین چند شکم زایش با میانگین وزن ۵۰±۷۲۰ و روزهای شیردهی ۵ ± ۱۶روز در قالب یک طرح کاملا تصادفی شامل ۳ سطح
لیزوفسفولیپید در خوراک (صفر، ۰/۱ و ۰/۱۵ درصد) به مدت ۳۵ روز انجام شد. جیره های آزمایشی به صورت کاملا مخلوط بودند و دو بار در روز در صبح و بعداز ظهر در اختیار گاوها قرار داده شدند. گاوها به آب دسترسی آزاد داشتند. در پایان دوره آزمایش (۳۵ روزگی) ۳ تکرار از هر تیمار بهصورت تصادفی انتخاب و از سیاهرگ دمی آن ها خونگیری انجام و مقادیر پروتئین کل، تریگلیسرید، کلسترول تام، نیتروژن اورهای خون، اسیدهای چرب استریفه نشده و بتا هیدروکسی بوتیرات اندازهگیریشد. برای بررسی آنزیم های کبدی خونگیری از گاوها در روزهای صفر و ۳۴ دوره آزمایشی، قبل از مصرف خوراک با اعمال ۱۲ ساعت محرومیت از مصرف خوراک انجام و فعالیت آنزیم های کبدی آلکالین فسفاتاز، آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز اندازه گیری شد. همچنین در پایان دوره آزمایشی از شکمبه تمامی گاوهای آزمایشی مایع شکمبه دریافت و pH، نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب فرار، آنزیم ها و
جمعیت باکتریایی و پروتوزوایی ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که جیرههای حاوی
لیزوفسفولیپید باعث کاهش نیتروژن اورهای خون شدند. کمترین مقدار نیتروژن اورهای خون در تیمار حاوی ۰/۱۵ درصد
لیزوفسفولیپید مشاهده شد که با تیمارهای حاوی سطوح مختلف
لیزوفسفولیپید اختلاف معنیداری داشت (۰/۰۵>p)؛ با اینحال، بر روی پروتئین کل، تریگلیسرید، کلسترول تام، اسیدهای چرب استریفه نشده و بتا هیدروکسی بوتیرات بین تیمارهای مختلف، تفاوت معنیداری مشاهده نشد. افزودن
لیزوفسفولیپید باعث کاهش معنیداری در سطح آنزیم آلانین ترانس آمیناز کبدی شد، اما بر روی سایر آنزیمهای کبدی همچون آلکالین فسفاتاز و آسپارتات آمینوترانسفراز تاثیر معنی داری نداشت. با توجه به نتایج، افزایش معنیداری در سطح فعالیت آنزیم کربوکسی متیل سلولاز شکمبهای نیز مشاهده شد (۰/۰۵>p)؛ در حالیکه بر روی میزان فعالیت آنزیم شکمبهای میکروکریستالین سلولاز بین تیمارهای مختلف تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بهبود تولید اسیدهای چرب فرار شکمبهای (اسیداستیک و والریک) در تیمارهای حاوی
لیزوفسفولیپید (به خصوص سطح ۰/۱۵ درصد) نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد (۰/۰۵>p)؛ هر چند بر سایر اسیدهای چرب فرار شکمبهای، تاثیر معنیداری نداشت. علاوه بر این، نتایج اثر تیمارهای آزمایشی بر جمعیت میکروبی شکمبه نشان داد که مکملسازی جیره با لیزوفسفولیپید، تاثیر معنیداری بر
جمعیت باکتریایی و پروتوزوایی نداشت.
نتیجه گیری: بهطور کلی، نتایج نشان داد که استفاده از مکمل
لیزوفسفولیپید نهتنها تاثیر منفی ندارد، بلکه به ویژه در سطح ۰/۱۵ درصد نتایج مثبتی بر فراسنجههای خونی و شکمبهای و
جمعیت باکتریایی شکمبه در
اوایل دوره شیردهی گاوهای شیری هلشتاین بههمراه دارد.