تحلیل گفتمانی انتقادی حافظ با تکیه بر شیوه بیان طنز
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 216
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CELPA11_010
تاریخ نمایه سازی: 27 آذر 1403
چکیده مقاله:
تحلیل گفتمان که در زبان فارسی از آن به سخن کاوی ، تحلل کلام و تحلیل گفتار تعبیر می شود. در پی ۱۹۷۰ تا اواسط دهه ی ۱۹۶۰ یک گزارش مطالعاتی بین رشته ای است که از اواسط دهه ی معرفتی در رشته هایی چون انسان شناسی، ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی- تغییراتی گسترده علمیو بیان، زبان شناسی، نشانه شناسی و سایر رشته های علوم اجتماعی و انسانی علاقه مند به مطالعاتنظامند ساختار ، گفتار و نوشتار ظهور کرد. در مدت نسبتا کوتاهی این گرایش از زبان شناسی اجتماعیو زبان شناسی انتقادی به همت متفکرانی چون میشل فوکو ژاک، دلیدا، میشل پشو و ... وارد مطالعاتفرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت و مبحثی تحت عنوان تحلیل گفتمانانتقادی را به وجود آورد با توجه به اینکه هرآنچه به زبان و گفتار مربوط می شود در حوزه ی تحلیلگفتمان قرار می گیرد پس می توان ادبیات ملت ها را اعم از شفاهی و مکتوب از جمله زبان و ادبیاتفارسی را در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی و نقد زبان شناسی تحلیل و تفسیر نمود و سبک فردیودوره ای ادبیات فارسی را نیز با نگاه انتقادی شناسایی و معرفی کرد .در این پژوهش غزلیات حافظ را به عنوان بخشی از متون نظم فارسی در چارچوب تحلیل گفتمانوتحلیل گفتمان انتقادی مورد بررسی قرار دادیم و گفتمان نظام حاکم در روزگار حافظ را به عنوانیک گفتمان سیاسی کلان در نظر گرفتیم و گفتمان طنز حافظ را به عنوان یک خرده گفتمان که ازدل این گفتمان کلان بیرون آمده مورد مطالعه و پژوهش قرار دادیم . شمس الدین محمد حافظ شاعرقرن هشتم است که هنجارها و ایدئولوژیهای گفتاری خاص خود را دارد. جامعه قرن هشتم هجری درایران، جامعه ای پر از اندیشه های تملق آمیز، افراط گرای دینی، روابط اجتماعی فاسد، زهد فروشی،نظام خانقاهی به ابتذال درآمده و عابد نمایی، سوژه مناسبی بود تا حافظ بتواند توانایی خود را در زبانیانتقادی به کار بندد .در این اجتماع که دوگانگی شخصیتی در آن حاکم است حافظ با استفاده از شبکه ی واژگانی مانندشیخ ، رند ، زاهد ، میخانه ، محتسب ، فقیه و ... که در بافت فرهنگی و اجتماعی زمانه ی او رایج هستگفتمانی را به وجود می آورد که نفاق و سالوس به عنوان هسته ی مرکزی و مهم و محوری آن استو این واژگان در گفتمان حافظ معنای ظاهری خود را از دست می دهند و با توجه به ساختار فرهنگیو سیاسی جامعه که بر اساس ریا و سالوس است معنا می یابند به عنوان مثال «صوفی شهر بین که چون لقمه ی شبهه می خورد: صوفی شهر بین که چون لقمه ی شبهه می خوردپاردمش دراز باد این حیوان خوش علف» صوفی در اینجا معنای مثبت و واقعی خود را از دست داده و معنای منفی به خود گرفته است و تبدیلبه حیوانی شده که لقمه ی حرام می خورد وظاهر خویش را با لباس صوفی آراسته است اما در باطن حیوانی بیش نیست.
کلیدواژه ها:
نویسندگان