درک نوا در بیماران فارسی زبان دارای مولتیپل اسکلروزیس در تهران سال ۱۴۰۰
محل انتشار: مجله سالمندشناسی، دوره: 9، شماره: 3
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 138
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JOGE-9-3_008
تاریخ نمایه سازی: 13 آذر 1403
چکیده مقاله:
مقدمه: بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) همراه با یکسری از علایم شناختی، حسی حرکتی، بینایی، روانشناختی، اجتماعی و عاطفی است. یکی از مسایل چالش برانگیز در برقراری ارتباط، درک عواطف است. آسیب در درک عواطف (شنیداری، چهره ای) دیگران می تواند در برقراری ارتباط موثر اختلال ایجاد کند. اگرچه اکثر موارد MS بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی تشخیص داده می شوند، افزایش بروز MS در افراد سالمند ۵۰ سال و در سنین بالاتر گزارش شده است و افزایش سن در این بیماران با نقایص بیشتری در درک عواطف همراه است. با اینحال، با توجه به مطالعات اندک صورت گرفته در درک نوا، این پژوهش با هدف بررسی درک نوا در بیماران فارسی زبان دارای MS طراحی شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعه مقطعی است که بر روی ۱۵ فرد (۹ زن و ۶ مرد) دارای MS از نوع عودکننده-بهبود یابنده (RR) با میانگین سنی ۷/۴۳و ۱۵ فرد سالم (۸ زن و ۷ مرد) به لحاظ نورولوژیکی به عنوان گروه کنترل با میانگین سنی ۲۷/۴۱ که به لحاظ سن، جنس و تحصیلات با گروه بیمار همسان شده بودند، انجام شد. آزمون های مورد استفاده شامل نسخه فارسی آزمون P-MoCA، نسخه فارسی آزمون GDS و چهار زیرآزمون نسخه فارسی آزمون درک نوای گفتار بود.
یافته ها: نتایج نشان داد که در زیرآزمون تمایز نوای عاطفی، نامیدن متناقض ها، نامیدن نوای عاطفی و نمره کل آزمون درک نوای گفتار، بین دو گروه مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود داشت (P<۰/۰۵). اما بین دو گروه تفاوت چشمگیری در زیرآزمون تمایز نوای زبانشناختی وجود نداشت (P= ۰/۰۷۳). در میانگین نمرات آزمون GDS و P-MoCA نیز تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (P>۰/۰۵). بین نمره آزمون P-MoCA و نمره GDS با نمرات زیرآزمون ها و نمره کل آزمون درک نوا همبستگی معناداری نبود (P>۰/۰۵).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران MS از نوع RR در درک نوای زبانشناختی نقصی را نشان نمی دهند. نوای زبانشناختی با ویژگی های زبانی گفتار مرتبط است. ولی این بیماران در درک نوای عاطفی گفتار دچار آسیب بودند که این احتمالا بدلیل درگیری مناطق درک عواطف در این بیماران می باشد. اگرچه این آسیب در درک عواطف از طریق نوا بدلیل آسیب شناختی یا افسردگی نبود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آرزو صفاریان
School of Rehabilitation Sciences, Iran University of Medical Sciences
ناهید جلیله وند
School of Rehabilitation Sciences, Iran University of Medical Sciences
فاطمه مهرپور
School of Rehabilitation Sciences, Iran University of Medical Sciences
کوثر تقی زاده
School of Rehabilitation Sciences, Iran University of Medical Sciences