نقد نظریه هایدگر در سیاق فلسفه حقوق عمومی
محل انتشار: نخستین همایش بین المللی فلسفه حقوق
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 190
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPHL01_025
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403
چکیده مقاله:
مارتین هایدگر، فیلسوف برجسته قرن بیستم ، با نظریات وجودشناسانه خود تاثیر عمیقی بر تفکر فلسفی و علوم انسانی داشته است . این مقاله به نقد نظریه های هایدگر در سیاق حقوق عمومی می پردازد و ابعاد مختلف تفکر او را در ارتباط با مفهوم حقوق و شهروندی بررسی می کند. هایدگر، در اثر برجسته اش ”وجود و زمان” به تحلیل وجود و هستی می پردازدوتاکید می کند که فهم انسان از هستی ، تاثیر عمیقی بر ساختارهای اجتماعی وحقوقی دارد. سپس نقاط قوت و ضعف آنها در تحلیل حقوق عمومی مورد توجه قرار می گیرد. این بررسی نشان می دهد که در حالی که نظریات هایدگر می توانند به تحلیل های عمیق تری از مفهوم عدالت و تجربه انسانی در نظام های حقوقی منجر شوند، اما در عین حال غفلت او از ابعاد قدرت و چالش های حقوق بشر، محدودیت هایی را برای کاربرد عملی این نظریات به همراه دارد. در این پژوهش که از روش کتابخانه ای به شیوهی توصیفی -تحلیلی استفاده می شود به ارتباط میان فلسفه هایدگر و حقوق عمومی ، چالش های عملی و پتانسیل های آینده پژوهی در این زمینه می پردازد و نیاز به توسعه تفکر انتقادی و توجه به ابعاد اجتماعی حقوق را تاکید می کند. در اینجا به بررسی تاثیر نظریه هایدگر بر ساختارهای حقوق عمومی و نقد آن می پردازیم .
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد ستایش پور
استادیار حقوق بین الملل دانشگاه قم
ریحانه حامدی
دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه قم