نقش زادگاه در حق بر برخورداری از حقوق
محل انتشار: نخستین همایش بین المللی فلسفه حقوق
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 128
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
این مقاله در بخشهای موضوعی زیر دسته بندی شده است:
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPHL01_012
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403
چکیده مقاله:
معروف است که اصطلاح ”حق برخورداری از حقوق” از ابداعات هانا آرنت (۱۹۷۵-۱۹۰۶) است . آرنت این مفهوم را برای مقابله با آنچه او بی خاصیتی و انتزاعی بودن مفهوم حقوق بشر می دانست ابداع کرد. اندیشه اساسی او این بود که این ادعا که انسان صرفا از آن روی که انسان است دارای حق است کارآمد نیست . برای برخورداری انسان از آنچه حقوق بشر نامیده می شود به منشا و مبنایی نیاز است و این مبنا به نطر او وابستگی به یک جامعه سیاسی یا به تعبیری دولت - ملت است ؛ دولتی که بتواند حق های بشری را تامین و تضمین کند. حقوق بشر برای کسی که در وضعیت بی تابعیتی به سر می برد و دولتی نیست که حق های او را تامین و تضمین کتد معنای محصلی ندارد. پس این داشتن تابعیت یا به تعبیری وابستگی به یک جامعه سیاسی است که منشا و مبنای برخورداری انسان از حق ها می شود.همسو با دغدغه های آرنت می توان پرسید: آیا زادگاه انسان به خودی خود و جدا از وابستگی او به دولت - ملت می تواند در برخورداری از حقوق بشر نقش داشته باشد؟ اندیشه اساسی این مقاله این است که زاده شدن در یک سرزمین می تواند مبنای مناسبی برای حق بر حق دارشدن باشد. انسان جسم آفریده شده است و به حکم طبیعت و جدا از هر قرارداد یا امر اعتباری دیگری نیاز به دو نوع مکان دارد؛ مکان اختصاصی و فضای عمومی . اگر انسان در فضای محدود خصوصی اش محبوس شود می میرد . پس به حکم طبیعت انسانی هر شخصی نوعی حق نسبت به فضایی که در آن متولد می شود دارد. اینکه این حق از جنس ”ملکیت ” است یا ”اختصاص” یا صرفا نوعی ”تقدم و اولویت در بهرهبرداری ” می تواند مورد تامل بیشتری قرار بگیرد اما همگی می توانند مبنایی برای برخورداری از حق بر برخورداری از حقوق قرار بگیرند. همه کسانی که در یک قلمرو عرفی متولد می شوند به حکم طبیعت مدنی یا از سر اضطرار در مدیریت و ساماندهی زیستگاه خود مشارکت می کنند و کسانی را برای اداره و مدیریت سرزمین خود و منابع موجود در آن که ملک مشاع همگانی است انتخاب می کنند. این نهاد انتخابی که امروزه دولت - ملت نامیده می شود تضمینگر حق های انسانی است . مبتنی کردن حق بر برخورداری از حقوق بر بنیاد زمین و زادگاه مانع جابه جایی ها و کوچهای اجباری است و در وضعیت بی دولتی هم کارگشاست . البته ابتنای حق بر برخورداری از حقوق بر مبنای زادگاه در معرض برداشت های ملی گرایی افراطی و مبتذل هم هست . اما همه انسانهای زنده حاضر و حتی قریب الوجود به نوعی مالک مشترک کل سیاره زمین هم هستند. بدین سان حق بر زادگاه جدا از هر امر انسانی و اخلاقی دیگری ضرورتا موید یا دلیل سیاست های مهاجرت ستیز یا ملی گرایی های افراطی نیست ؛ هیچ انسانی به حکم طبیعتش که جسم و متحیز است و در هرحال به مکان اختصاصی و عمومی نیاز دارد نمی تواند اولا از زیستگاه محروم شود؛ ثانیا در صورت اخراج از زیستگاه به حکم طبیعت نمی تواند از زیستگاهی دیگر محروم بماند. به ویژه اگر بر آن باشیم که کل سیاره زمین ملک مشاع و زادگاه طبیعی همه آدمیان است . بر این فرض، درست است که آنها که در یک محل متولد می شوند نوعی تقدم بر دیگران دارند اما آنها نمی توانند مانع ورود افراد بی سرزمین شوند. شماری از آیات قرآن مجید هم اخراج مردم از سرزمینشان را نکوهش کرده است . این آیات را هم می توان همسو با تاکید بر حق انسان بر زندگی در زیستگاه و حتی اداره آن دانست . حقی که به وجهی می تواند مبنای برخورداری از برخی حقوق و لزوم حمایت دولت از شمار دیگری از حق ها باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رحیم نوبهار
دانشیار گروه حقوق اسلامی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی