دهش و ستانش آموزههای فلسفی حقوقی میان مکتب فرانکفورت و جرمشناسی حقوقی انتقادی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 212

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CPHL01_008

تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403

چکیده مقاله:

جنبش مطالعات انتقادی حقوق، نظام قانونی لیبرال را هم از چشم انداز فلسفی ، اجتماعی ، سیاسی و هم از حیث فرایندهای شکل گیری هنجارهای قانونی به نقد می کشد. نقد شکل گرایی و عینیت گرایی ادعایی نظام حقوقی لیبرال، و نیز انتقاد بر استفاده ابزاری از عمل و دکترین حقوقی برای پیشبرد اهداف چپ گرایانه ، از جمله موضوعهای مورد نقد این جنبش وامدار از مکتب فرانکفورت است . نقد جنبش مطالعات انتقادی حقوق تنها به قانون همچون امری انتزاعی معطوف نیست ، بلکه نهادهای قضایی و هم البته طیف وسیعی از مباحث حقوقی را به چالش می کشددر. حالی که عقلانیت ابزاری مدرن، قانون را به عنوان چارچوب قواعد و مقرراتی می بیند که تمامی شهروندان را در چنبره خود، با توجه آزادی تحدیدشده و دموکراسی نمایندگی ، به روشی نرم و غیرتوتالیتر مطیع و منقاد کرده است ، مطالعات انتقادی حقوق در پرتو آموزه عقلانیت رهایی بخش و خ رد ارتباطی مکتب فرانکفورت این چالش را ارزیابی می کند که از منظر جرمشناسی حقوقی انتقادی که مترصد تحلیل نقش نارسایی های قوانین در افزایش بزهکاری است ، قانون برسطوح گوناگون اجتماع چه نابرابری هایی را سبب می شود یا دامن می زند و چگونه حقوق کیفری فایدهگرای سزاگرا یا فایدهگرای بازپروری مدار - که هر دو مبتنی بر عقلانیت ابزاری و نه خ ردورزی ارتباطی استوارند -عدالت جزایی را با کیفرگری نامتناسب ، با نقض حقوق بزهدیده و بزهکار، با کنترلگری بر زندگی شهروندان با توجیه مراقبت پس از خروج و نظارت الکترونیکی جایگزین حبس ، پایمال می کند.این مقاله ، به روش تحلیل گفتمان بین رشته ای ، این فرضیه را می کاود که عقل به عنوان مهم ترین منبع معرفتی اندیشه غرب، و دین به مثابه مهم ترین مخزن معرفتی اندیشه دینی شرقی ، هر دو در یک سیر هرمنوتیکی ، تحول، و به هم قرابت یافته اند واین چرخش هرمنوتیکی گفتمان - در اندیشه غرب و اسلام - در دهه های اخیر موجب گذار مفهومی از عقل فردی به عقل مشورتی از این سو، و تقویت عقلانیت هرمنوتیکی در فهم کیفرهای شرعی ، از دیگر سو شده است . پیامد این همسویی ، طرحایده همنشینی آزادی و عدالت در نظریه های جدید اندیشه دینی (نظریه مقاصد الشریعه اyخوانی ، نظریه فهم فلسفی شریعت و...) و نیز به همین نحو از آنسو در نظریه های نوین اندیشه غربی (مکتب فرانکفورت و نظریه کنش ارتباطی هابرماس، نظریه فراسوی کنش و ساختار بوردیو، و دیگر نظریه های نوانتقادی ) است .

کلیدواژه ها:

ترابط فلسفه و حقوق ، عقلانیت بخش ، رهایی خ رد ابزاری ، خ رد ارتباطی ، جرمشناسی انتقادی ، عدالت کیفری

نویسندگان

مهدی خاقانی اصفهانی

استادیار حقوق جزا و جرم شناسی ، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت )، تهران، ایران