نووپلیتیک ؛ پارادایمی نو در ژئوپلیتیک
محل انتشار: فصلنامه ژئوپلیتیک، دوره: 20، شماره: 3
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 193
فایل این مقاله در 41 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IAG-20-3_008
تاریخ نمایه سازی: 9 مهر 1403
چکیده مقاله:
در دهه پایانی قرن بیستم و با پایان دوره جنگ سرد، جهان شاهد تغییرات شگرفی در نقشه جغرافیای سیاسی خود بوده است؛ که زمینهساز رقابتهای ژئواستراتژیکی نوینی شد. تغییر اول، نگرانیهای سیاسی ناشی از پویایی های نظامی بود؛ بطوری که حرکت جهان به سوی یک نظام بیقاعده، چندقطبی با شکلگیری موازنه قدرت و امکان تسلط نظامی ابرقدرتهای بزرگ در مناطق کلیدی فر ارسید. تغییر دوم، عمدتا اقتصادی بود؛ یعنی رشد عظیم سیستمهای بازار آزاد در تجارت جهانی و شبکههای درهم پیچیده سرمایهگذاری. در این راستا، سومین تغییر در حال ظهور عبارتست از گسترش انقلاب اطلاعاتی با پیامدهایی از نوع قدرت دانش، که در بازیگران غیردولتی نفوذ کرده و منجر به همبستگی جهانی و ایجاد محصول جدیدی برای نظم جهانی شده است. به همین دلیل، گروهی از نظریهپردازان و استراتژیستها آن را به عنوان مروری بر تغییر پارادایم میپندارند، اما اکثریت آنرا با هریک از پارادایمهای مهم رئالپلیتیک و ناسیونالیسم مرتبط میسازند. در این راستا، تعامل میان دانش و قدرت، اصول بسیار ساده ژئوپلیتیک را که اغلب توسط رئالپالیتیک یا سیاستواقعگرایانه فراموش شده است، اصلاح میکند. ژئوپلیتیک نوعی چشمانداز پانوپتیک از قدرت/دانش است که بدنبال ارزیابی موقعیت قطبهای قدرت جهان برای کمک به تمرین کشورداری توسط قدرتهای بزرگ تعریفمیشود. گاه نیز آن را گفتگو درباره سیاست جهانی با تاکید خاص بر رقابت دولتی و ابعاد جغرافیایی قدرتمیدانند. از اینرو، تعریف و چیستی قدرت و دانش و اعمال آن در ژئوپلیتیک اهمیت بهسزایی مییابد. بنابراین، در حالی که ساختارها و حتی پویایی نظم جهانی بشدت درحال تغییر هستند، در مباحث ژئوپلیتیکی پارادایمهای جدیدی بهویژه در حوزه غیردولتی مشتمل بر بازیگران جامعه مدنی درحال ظهور میباشند که اصطلاحا به آن«نووپلیتیک» میگویند. «نووپلیتیک» رویکردی نسبت به حکومت داری است که بوسیله سازمانهای غیردولتی به عنوان بازیگران دولتی انجام میشود، و بر نقش قدرت نرم در ابراز ایدهها، ارزشها، هنجارها و اخلاق از طریقتمام رسانهها تاکید میکند. این باعث متمایز شدن آن از سیاست واقعگرایانه، که بر ابعاد سخت و مادی قدرت و بر دولتها بهعنوان تعیینکنندههای نظم جهانی تاکید دارد، میشود. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش اصلیاست: ماهیت استراتژی دانش چگونه به شکلدهی پارادایم نوینی به نام نووپلیتیک با بازیگران جامعه مدنی منجر شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد، درهم تنیدگی سه مفهوم کلیدی نووسفر، قدرت نرم و قدرت هوشمند در عصر اطلاعات و تکنولوژیهای نوین منجر به شکلگیری پارادایم جدیدی به نام نووپلیتیک شده است. ساخت این نووپلیتیکها، منطبق با شرایط قرن ۲۱ و وابسته به ماهیت استراتژی دانش/قدرت خواهد بود. زیرا در جهان کنونی، دانش به سرعت در حال تبدیل به منبع قوی تری از قدرت و استراتژیها میشود، تا آنجا که سیاست واقعگرایانه و فضای بینالمللی نمیتواند آن را جذب کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
Marjan Badiee Azandahie
دانشیار دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
Qiuomars Yazdanpanah Dero
دانشیار دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
Mahmood Vasegh
دانشیار دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
Abbas Ahmadi
دانشیار دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
Maryam Salmanian
دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران پردیس البرز، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :