بررسی تطبیقی سبک روایتگری در رمانهای خشم و هیاهو و شازده احتجاب بر اساس نظریه روایت ژرار ژنت
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 299
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MTCONF08_033
تاریخ نمایه سازی: 9 مهر 1403
چکیده مقاله:
آثار ادبی علیرغم تعلق به کشورهای مختلف و نگارش به زبان های گوناگون، ساختار، محتوا و مضمون مشابهی باهم دارند که بررسی آنها در قلمرو پهناور «ادبیات تطبیقی» قرار می گیرد. «روایت شناسی تطبیقی» یکی از اینبررسی هاست که به مقایسه شیوه های روایتگری دو یا چند اثر می پردازد. به عبارتی «روایت شناسی تطبیقی» استفاده نویسندگان از تکنیک ها و شگردهای روایی را مورد بررسی و تطبیق قرار میدهد. این پژوهش میخواهدبرخی از این مباحث تکنیکی- روایی را با تکیه بر دیدگاه ژرار ژنت به عنوان یک روایت شناس ساختارگرای فرانسویدر دو اثر خشم و هیاهو و شازده احتجاب، بررسی کند.خشم و هیاهو از جمله آثار مهم ویلیام فاکنر نویسنده مدرنیست امریکایی است. خصوصیت برجسته این رمان،استفاده از چهار نگاه مختلف و متفاوت در روایت داستان بوده که در چهار فصل اثر گنجانده شده است. همچنینفاکنر در این اثر به طور مکرر از شیوه روایتگری «جریان سیال ذهن» بهره می گیرد. شازده احتجاب نیز داستانی بلند (تلویحا رمان) از هوشنگ گلشیری نویسنده معاصر ایرانی است که نویسنده، آن را خوش اقبال ترین اثر خود، دانسته است. گلشیری نیز همانند فاکنر، در این اثر از شیوه روایی جریان سیال ذهن بهره گرفته و داستان را با ساختاری غیرخطی از زاویه دید سوم شخص در حوزه دانای کل محدود به ذهن شازدهو زاویه دید اول شخص به شیوه تک گویی درونی توسط فخری روایت می کند.
نویسندگان
محمدعلی باقری
کارشناس ارشد ادبیات تطبیقی، دانشگاه اراک
حمید عبداللهیان
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک
حمیدرضا دولت آبادی
استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اراک