تحلیل اعتبارات صنایع بخش کشاورزی و روستایی مطالعه موردی: استان آذربایجان شرقی
محل انتشار: فصلنامه برنامه ریزی منطقه ای، دوره: 1، شماره: 1
سال انتشار: 1390
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 164
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
این مقاله در بخشهای موضوعی زیر دسته بندی شده است:
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JZPM-1-1_002
تاریخ نمایه سازی: 29 بهمن 1402
چکیده مقاله:
صنایع تبدیلی و تکمیلی یکی از مهمترین فعالیتهای بخش کشاورزی است که گسترش آن به ویژه در مناطق روستایی سبب کاهش فقر، کاهش مهاجرت و ایجاد اشتغال در این مناطق خواهد شد. یکی از محدودیتهای پیش روی توسعه این صنایع، مسئله دسترسی به اعتبارات است. برای برآورد تابع تقاضای اعتبارات در این مقاله از مدل "تابع سود واحد محصول قیمت" برای صنایع تبدیلی روستایی در استان آذربایجان شرقی استفاده شده است. نتایج برآورد تابع تقاضای اعتبارات نشان داد که با فرض ثابت بودن سایر شرایط، چنانچه قیمت نهاده به میزان یک درصد افزایش یابد، میزان تقاضا برای اعتبارات به میزان ۱.۴۶۳ درصد کاهش مییابد. رابطه قیمت نهاده و ستاده روی میزان تقاضای اعتبارات مساوی و عکس یکدیگر عمل میکنند، به این معنی که با افزایش قیمت محصول، تقاضا برای اعتبارات افزایش یافته در حالی که با افزایش قیمت نهاده میزان تقاضا برای اعتبارات کاهش مییابد. ضرایب نیروی کار و میزان استفاده از ماشینآلات بیانگر آن است که با تغییر یک درصدی هر یک از متغیرهای فوق به ترتیب به میزان ۱.۲۲و ۲.۱۱ درصد در جهت مثبت تقاضا برای اعتبارات ایجاد خواهد شد. در حالی که ضریب سطح زیربنای واحد تولیدی دارای علامت منفی میباشد. نتایج بررسی تاثیر نرخ کارمزد روی میزان تقاضا برای اعتبارات نشان میدهد که هر چه نرخ کارمزد پایینتر باشد تقاضا برای اعتبارات بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر با افزایش نرخ کارمزد، کشش تقاضا برای اعتبارات نسبت به قیمت واحد نهاده متغیر کاهشی و جهت کشش تقاضای اعتبارات نسبت به قیمت محصول عکس قیمت نهاده متغیر میباشد. نتایج برآورد کارآئی مصرف اعتبارات نشان میدهد که تمامی تولیدکنندگان اعتبارات را به شکل کارا مورد استفاده قرار ندادهاند. به طوری که از کل اعتبارات مصرفی این صنایع، ۱۴۲۹۴۱ هزار ریال آن مازاد بوده و به صورت غیر بهینه استفاده شده است. میانگین کارائی بنگاهها در مصرف اعتبارات با استفاده از معیار کاپ و تیمر ۴۶.۷ محاسبه گردید. بنابراین به طور متوسط تولیدکنندگان، ۷۳.۸۹ درصد از اعتبارات مصرفی خویش را به صورت مازاد و بیش از حد مورد نیاز به کار میبرند. میانگین کارائی مصرف اعتبارات در ۴۲ واحد مورد مطالعه، ۴۶.۷ درصد بوده که نشان میدهد این واحدها در استفاده از وامهای پرداختی موفق نبوده اند. میانگین مازاد اعتبارات مصرفی معادل ۳۲۱۲۸۸۳ ریال بود که نشانگر بهرهگیری غیر بهینه از آن میباشد.