نقش واسطه ای خودمتمایزسازی و کارکردهای اجرایی مادر در رابطه میان ویژگی های شخصیت وابسته مادران و کارکردهای اجرایی فرزندان
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 158
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MOTHERCON01_001
تاریخ نمایه سازی: 25 دی 1402
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خود متمایزسازی و کارکردهای اجرایی مادر در رابطه میان ویژگی های شخصیت وابسته مادران و کارکردهای اجرایی فرزندان انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی مادران دارای فرزند دبستانی (۱۲-۶ سال) شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. در گام اول پژوهش و با روش نمونه گیری در دسترس، لینک پرسشنامه احتلال شخصیت وابسته هوبر و همکاران (۲۰۰۷) که به صورت الکترونیکی در پرسلاین طراحی شده بود. توسط مدیران و معاونان در گروه های مادران دانش آموزان قرار گرفت و تعداد ۸۸۸ نفر اقدام به تکمیل آن نمودند. با استناد به داده های روان سنجی پرسشنامه موردنظر، افرادی که نمره آن ها یک انحراف استاندارد بالاتر از میانگین بود (نمره ۲۸ و بالاتر) به عنوان مادران دارای ویژگی های شخصیت وابسته انتخاب شدند (n=۱۵۸). پس از تماس پژوهشگر با هریک از افراد شرکت کننده در گام اول پژوهش و ارائه توضیحات لازم در مورد پژوهش. مادرانی که برای شرکت در گام دوم پژوهش اعلام آمادگی نمودند و جایز ملاک های ورود نیز بودند. پس از هماهنگی برای یک زمان مناسببه همراه فرزند خود در مدرسه حضور می یافتند. (n=۵۴). در گام دوم پژوهش. آزمون غربالگری حرکتی (MOT) آزمون برنامه ریزی فضایی (SOC) آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST)، تکلیف ریسک پذیری برو / نرو و تکلیف برو / نرو هیجانی (AGN) جهت سنجش کارکردهای اجرایی مادران وفرزندان اجرا شد. همچنین. پرسشنامه تجدید نظرشده خود متمایزسازی (اسکورون و فریدلند ۱۹۹۸) نیز توسط مادران تکمیل شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده هاء از روش های آماری همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیت وابسته مادران و خود متمایزسازی آن ها همبستگی منفی (p<۰/۰۵)، بین خود متمایزسازی مادران و کارکردهای اجرایی فرزندان همبستگی منفی (p<۰/۰۵)؛ بین کا رکردهای اجرایی مادران و فرزندان همبستگی مثبت (p<۰/۰۵) و بین ویژگی های شخصیت وابسته مادران و کارکردهای اجرایی فرزندان همبستگی مثبت (p<۰/۰۵) وجود دارد. همچنین اثر غیرمستقیم ویژگی های شخصیت وابسته مادر طریق خود متمایزسازی و کارکردهای اجرایی آن ها بر کارکردهای اجرایی فرزندانt ازنظر آماری غیر معنادار بود (p=۰/۰۰۱) و مدل مفروض پژوهش توجیه نشد. از نتایج به دست آمده چنین برداشت می شود که کارکردهای اجرایی کودکان دبستانی. تحت تاثیر عوامل شناختی و عاطفی مرتبط با والدینشان قرار دارد. از این یافته می توان در طراحی اقدامات مداخله ای و پیشگیرانه در جهت بهبود توانایی های شناختی کودکان دبستانی استفاده کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ندا نظربلند
استادیار دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
زهرا آجرلو
کارشناسی ارشد مشاوره مدرسه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران