نقش رویکرد بن مایه شناسی در تعیین نوع ادبی روایت های داستانی
محل انتشار: فصلنامه نقد ادبی، دوره: 16، شماره: 61
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 299
فایل این مقاله در 40 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LCQFN-16-61_002
تاریخ نمایه سازی: 8 آذر 1402
چکیده مقاله:
دانش انواع ادبی از رویکردهای درون متنی باسابقه و تاثیرگذاری است که از گذشته برای طبقه بندی متون در نظر گرفته می شده و دگرگونی هایی را نیز تاکنون از سر گذرانده است، اما پیشینه کاربرد نظریه انواع در پژوهش های ادبی ایران به یک سده نمی رسد و هنوز اطلاق موجه آن به صورت فراگیر در بسیاری از حوزه ها و جریان های ادبی با ابهام و چالش روبه رو بوده است. برای مثال، در طبقه بندی روایت های داستانی کهن، این پرسش مطرح می شود که: بر چه اساس و با چه استدلالی می توان نوع ادبی مسلط در متون یادشده را اثبات کرد؟ فقدان پژوهش و نقد جدی در پاسخ به این پرسش، سبب شده تا طی دهه ها، پژوهشگران بدون هیچ روشنگری علمی و روشمندی، داستان های کهن فارسی را با توسل به اصطلاحات ادبی خودساخته، غیرعلمی و بعضا گنگ معرفی کنند و این امر در حالی است که اصطلاحات رایج نه تنها دلالتی جامع و مانع بر مشخصات محتوایی و زبانی این گونه روایات ندارند، بلکه گاه حتی آن ها را در تعلیق نوعی نگاه می دارند یا دچار هم پوشانی چندگانه نوعی می کنند. از آن جایی که یکی از کارکردهای رویکرد بن مایه شناسی، تعیین نوع ادبی متون است، در پژوهش حاضر تلاش شده تا در پیوند با انواع ارسطویی، از این استعداد بالقوه که تاکنون از نظرها دور مانده است، بهره برده شود و برای نخستین بار، به روش استقرایی و با تکیه بر جامعه آماری بن مایه های متنوع سه روایت داستانی ابوطاهر طرسوسی، تعلق نوع ادبی آن ها به حماسه اثبات شود.
دانش انواع ادبی از رویکردهای درون متنی باسابقه و تاثیرگذاری است که از گذشته برای طبقه بندی متون در نظر گرفته می شده و دگرگونی هایی را نیز تاکنون از سر گذرانده است، اما پیشینه کاربرد نظریه انواع در پژوهش های ادبی ایران به یک سده نمی رسد و هنوز اطلاق موجه آن به صورت فراگیر در بسیاری از حوزه ها و جریان های ادبی با ابهام و چالش روبه رو بوده است. برای مثال، در طبقه بندی روایت های داستانی کهن، این پرسش مطرح می شود که: بر چه اساس و با چه استدلالی می توان نوع ادبی مسلط در متون یادشده را اثبات کرد؟ فقدان پژوهش و نقد جدی در پاسخ به این پرسش، سبب شده تا طی دهه ها، پژوهشگران بدون هیچ روشنگری علمی و روشمندی، داستان های کهن فارسی را با توسل به اصطلاحات ادبی خودساخته، غیرعلمی و بعضا گنگ معرفی کنند و این امر در حالی است که اصطلاحات رایج نه تنها دلالتی جامع و مانع بر مشخصات محتوایی و زبانی این گونه روایات ندارند، بلکه گاه حتی آن ها را در تعلیق نوعی نگاه می دارند یا دچار هم پوشانی چندگانه نوعی می کنند. از آن جایی که یکی از کارکردهای رویکرد بن مایه شناسی، تعیین نوع ادبی متون است، در پژوهش حاضر تلاش شده تا در پیوند با انواع ارسطویی، از این استعداد بالقوه که تاکنون از نظرها دور مانده است، بهره برده شود و برای نخستین بار، به روش استقرایی و با تکیه بر جامعه آماری بن مایه های متنوع سه روایت داستانی ابوطاهر طرسوسی، تعلق نوع ادبی آن ها به حماسه اثبات شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میلاد جعفرپور
FACULTY MEMBER OF HAKIM SABZEVARI UNIVERSITY
عباس محمدیان
Faculty Member of Hakim Sabzevari University
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :