واکاوی فضایل و خصوصیات اخلاقی مشترک در شاهنامه و اوستا
محل انتشار: جستارنامه ادبیات تطبیقی، دوره: 6، شماره: 19
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 277
فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JOSTR-6-19_001
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1402
چکیده مقاله:
مضامین اخلاقی و اجتماعی از مباحث اصلی در ادبیات فارسی است و از گذشته تاکنون جلوهگاه نغزترین و نابترین معانی و مضامین اخلاقی و تعلیمی بوده است؛ به گونه ای که در هر دوره، بخش انبوهی از شعر فارسی به حکمت و موعظه اختصاص داشته است. ادبیات تعلیمی از رایجترین و کهن ترین گونههای ادبی در جهان است که آموزههای عقلانی و اخلاقی را به مخاطبان ارائه می کند تا با کاربست آنها در زندگی به نیکبختی و سعادت برسد. در شاهنامه که اثری حماسی است، سخن از انسان هایی آرمانی به میان می آید که آراسته به صفات نیکوی انسانی هستند و پای بندی به اخلاق، بارزترین ویژگی زندگی آنان است. فردوسی که صاحب گفتاری پاک و آراسته به راستی و درستی است، خود، به فضایل اخلاقی پای بند است و در داستان های شاهنامه به بیان این ارزش ها در زندگی آدمی می پردازد. اوستا نیز که اثری تعلیمی و اخلاقی است، پر از خوبی ها و اندیشه های انسان دوستانه است؛ که در آن مضامین اخلاقی به انحای مختلف بیان شده است. این مقاله سعی دارد با بهرهگیری از روش تحلیل محتوا و روش توصیفی- تطبیقی و با ابزار کتابخانه ای خصوصیات اخلاقی مشترک در این دو اثر را بررسی کند؛ از بررسی و مقایسه این دو منبع، این نتیجه حاصل شد که شاهنامه ضمن تاثیرپذیری و جذب مولفههای فرهنگی دین مبین اسلام، تاثیرات فراوانی نیز از فرهنگ ایران پیش از اسلام گرفته، بسیاری از مولفههای فرهنگی آن را حفظ و ضبط کرده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رحمت الله دبیر
دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران.
حمید طبسی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران
ابوالقاسم رادفر
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی.