مهمان سردبیر: چرا صنایع فرهنگی و خلاق رمق ندارند؟

سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 143

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JSTP-11-4_001

تاریخ نمایه سازی: 10 مرداد 1402

چکیده مقاله:

صنایع فرهنگی و خلاق (از نشر و سینما تا بازی های رایانه ای، تفریح و سرگرمی) در ایران با وضعیت بغرنجی روبرو هستند. از یک سو، انقلاب اسلامی ماهیتی «فرهنگی» دارد و چشم انداز بیست ساله نیز بر الهام بخشی کشور در جهان اسلام تاکید دارد و ایران هم از ظرفیت های چشمگیری در این زمینه برخوردار است که از آن جمله می توان به کثرت دانش آموختگان رشته های هنر و علوم انسانی و گنجینه غنی تاریخ و فرهنگ کشور اشاره کرد. از دیگر سو، صنایع فرهنگی ایران عموما فرسنگ ها با وضعیت مطلوب فاصله دارند. درست در شرایطی که هر یک از کشورهای منطقه، دست کم در یک یا دو شاخه از صنایع فرهنگی پیشتاز هستند به راستی چرا صنایع فرهنگی ایران نمی توانند محصولاتی کیفی و رقابتی تولید کنند؟ سهیل عنایت اله آینده پژوه معتقد است دلایل شکل گیری پدیده ها را باید فراتر از عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا فناورانه و در گفتمان ها و جهان بینی های حاکم بر آنها جستجو کرد. با این نگاه، سوال کلیدی این است که غلبه کدام گفتمان ها، جهان بینی ها یا رویکردها بر زیست بوم نوآوری صنایع فرهنگی موجب شده که این صنایع نتوانند آن طور که باید و شاید انتظارها را برآورده کنند؟ رویکرد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا امنیتی؟ گرچه به واسطه تنوع ذینفعان عملا نمی توان یک رویکرد را به عنوان تنها رویکرد حاکم بر صنایع فرهنگی مطرح نمود اما با توجه به شواهد مختلف، به نظر می رسد در سال های اخیر دیدگاه «امنیتی» بیش از سایر دیدگاه ها بر صنایع فرهنگی و خلاق کشور حاکم بوده و سیاست ها، راهبردها و اقدامات اساسی این حوزه را متاثر کرده است. در رویکرد امنیتی به صنایع فرهنگی، آنچه اهمیت دارد کارکردهای امنیتی محصولات و خدمات فرهنگی و خلاق است نه کارکردهای اقتصادی یا اجتماعی آنها. در این گفتمان، از فعالان فرهنگی انتظار می رود در میادین نبرد که حالا رنگ و بوی فرهنگی به خود گرفته اند جوانمردانه از اصول و ارزش های ایرانی-اسلامی دفاع کنند. تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و واژگان و اصطلاحاتی از این دست، بارها از سوی سیاست گذاران تکرار شده تا در ذهن فعالان فرهنگی حک شود که آنها سربازان و سرداران این عرصه هستند نه کاسبان و تاجران عرصه فرهنگ. در دیدگاه عنایت اله، آینده ها زائیده گفتمان ها و جهان بینی ها هستند و تغییر گفتمان مسلط و غلبه هر رویکرد یا گفتمان بدیل، می تواند به آینده ای متفاوت از وضع موجود منجر شود. به زبان آینده پژوهان، غلبه گفتمان «اقتصادی» بر صنایع فرهنگی، منجر به یک سناریو و غلبه گفتمان اجتماعی، منجر به سناریویی دیگر برای آینده صنایع فرهنگی خواهد شد. در صورت غلبه گفتمان اقتصادی بر صنایع فرهنگی، طبعا کارکردهای اقتصادی آنها همچون خلق ثروت و ایجاد اشتغال اهمیت پیدا می کند و در صورتی که گفتمان اجتماعی غالب شود کارکردهای اجتماعی صنایع فرهنگی نظیر افزایش دسترسی مردم به هنر و فرهنگ و همچنین تقویت سرمایه های اجتماعی اولویت می یابد. با این وصف، باید پرسید که اتخاذ کدام رویکرد نسبت به صنایع فرهنگی، می تواند آینده مطلوب آنها را محقق کند؟ حاکمیت کدام گفتمان می تواند ضامن توسعه و شکوفایی صنایع فرهنگی در راستای منافع ملی باشد؟ گفتمان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی؟ انتخاب با ماست! سیاوش ملکی فر دانش آموخته دکترای آینده پژوهی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

نویسندگان

سیاوش ملکی فر

Phd Of future study NRISP