بررسی ظرایف معنایی و روانشناسی داستان گنبد سفید هفت پیکر بر اساس نظریه گوستاو فریتاگ
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 548
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ADCONF04_145
تاریخ نمایه سازی: 20 تیر 1402
چکیده مقاله:
داستان گنبد سفید در هفت پیکر نظامی از جمله داستان های نمادین و نوآیینی است که در آن می توان به رمزی نو و شگرف در زمینه ظرافت معنایی و روانشناسی دست یافت . هفت پیکر ، درباره سفر بهرام گور به تاریکی های درون و جستجوی آب حیات در تاریکی ظلمات است .این سفر با گنبد سیاه آغاز می شودو پس از عبور قهرمان از گنبدهای پنج گانه ، به گنبد سفید منتهی می شود؛ هفت گنبد برابر با هفت اخترو هفت رنگ است که در آن هفت شاهزاده بانو که از هفت سرزمین جهان هستند، لباسی به رنگ هفت گنبد می پوشند و شباهنگام برای قهرمان داستان می گویند. در واقع این قصه ها، ترسیم خواب های هفت گانه وی است و همگی قابل تاویل و تفسیر هستند. الگوی فرایتاگاساسا یک ساختار نمایشی است که در یک رمان، Tفیلم یا دیگر آثار داستانی به آشکارسازی رویدادها به ترتیب زمان و روش وقوع داستان از جنبه های متفاوت می پردازد .این الگوی هرمی پیشنهادی برای تحلیل ساختار روایی داستان های مورد بحث است .در مقاله حاضر، شکل قصه هفتم منظومه هفت پیکریعنی گنبد سفیدو ظرافت معنایی و روانشناسی آن بررسی شده است .سپس با دو رویکرد ذکر شده بر اساس نظریه گوستاو فریتاگ به تشریح متن پرداخته شده است و سازه های اسطوره ای و آیینی متن بر اساس ریشه شناسی قصه ، عناصر و سازه های نمادین متن بر اساس معنایی و روانشناسی منطبق با الگوهای گوستاو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .نگارنده بر آن است تا با ارائه بررسی معنایی و نقد روانشناسی بر اساس نظریه گوستا، مظاهر ناخودآگاه فردی شاعر و کهن الگوهای ناخودآگاه جمعی موجود در متن را از لابه لای عناصر و سازه های فراواقعی آن استخراج نماید تا علاوه بر روشن شدن پیام متن و زوایای پنهان آن، راهی جهت نقد و بررسی هایروانشناختی فراهم گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آرزو لاریجانی
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن