مطالعه الگوهای روایی در گفتمان تعلیمی/ انگیزشی قصاید ملک الشعرای بهار «با تاکید بر قصاید پس از مشروطه»

سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 266

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MATNPAGOOHI12_060

تاریخ نمایه سازی: 26 خرداد 1402

چکیده مقاله:

ملک الشعرای بهار یکی از مهم ترین شعرای عصر مشروطه و بزرگ ترین قصیده سرای معاصراست. او شاعر نوآوری است که با ژرف نگری در مضمون آفرینی و به کارگیری واژه ها واصطلاحات نوساخته زمان خود و دستکاری های ذوق پسند در قوالب شعری، توانست در آنتصرفاتی استادانه داشته باشد و سبکی نو ابداع کند. لحن و بیان روایی یکی از اصلی ترینمشخصه های شعر ملک الشعرای بهار است. گرایش ذاتی وی به روایت گری، تاثیر فراگیری برساختار، زبان و محتوای شعر او نهاده است. وی هنجار شعر خویش را با امکانات روایت منطبق ساخته و عناصر و اجزای آن را به تابعیت لحن و بیان روایی درآورده است «گفتمان تعلیمی/ انگیزشی» یکی از گفتمان های اصلی در قصاید بهار است. بررسی الگوهای روایت در این نوع گفتمان، سبک شاعر را دوران مشروطه به وضوح آشکار می کنند. ساختار روایت در داستان-های منظوم ملک الشعرای بهار از ساختار حکایات تعلیمی پیروی می کند. این پژوهش بابررسی داستان های منظوم بهار، به انواع متنوعی از الگوهای روایی که او در داستان های خودبه کار گرفته، دست یافته است. این الگوها در اصل از الگوهای ثابت حکایات تعلیمی تابعیتمیکنند. نوع بهره گیری از این الگوهای ثابت و شگردهای ارائه و تلفیق آنها، سبک بهار رادر داستان پردازی نشان می دهد. این پژوهش نشان می دهد که محوریت داستان های بهارپیامی است که راوی منتقل می کند و مخاطب را به انجام آن ترغیب می نماید. این پیام درقالب ضرب المثل و یا گزاره های اخلاقی ارائه می شود که توسط راوی تفسیر و بازنمایی شدهو گسترش می یابد.

نویسندگان

زینب السادات کاشانی

دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهرانمرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

فرشته میلادی

دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس مدعو گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی،تهران، ایران