نگرش های اومانیستی در رباعی های کهن عاشقانه فارسی
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 196
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMHSR11_163
تاریخ نمایه سازی: 22 خرداد 1402
چکیده مقاله:
اساس ادب غنایی ” عشق ” است . در این نوع ادبی ، هر آن چه که به احساس و عاطفه شاعر یا نویسنده مربوط باشد می تواند موضوعادب غنایی قرار گیرد و از عواطف فردی یا آرزوها و تمایلات شاعر نشان داشته باشد؛ بنابراین شاعر با تفکر خاص و نگاه درونی ودریافتی عاطفی می تواند تمام محیط پیرامون خود را تحلیل کند و وصل یا هجر و امید یا ناامیدی ، پیروزی یا ناکامی ، خوشی یاناخوشی ، و دیگر زوایای زندگی خود را از جهات شادی و غم به تصویر کشد. گونه های مختلف از جمله غزل های دلنشین و تغزلهای قصاید همگی از جمله بخش های ادب غنایی هستند اما آنچه مهم تر و معروف تر از همه در این نوع دیده می شود رباعی است که ساخته و پرداخته ”عشق ” است . اگرچه عشق درقالب های دیگر هم به همان استواری که در رباعی دیده میشود، حضور و جریاندارد، اما رباعی قالبی مستعد برای استفاده از آرایه ها و صنایع زیورگون ادبی و معنایی است و استعداد گنجایش مفاهیم خاص واشارات و تلمیحات مناسب با ساختار مضمون را دارد. این پژوهش در باب عشق و رباعی با نگاهی کلی گرا پیرامون عواطف انسانی نشان داده است که هر آنچه به انسان و ارزش بخشیدن به هویت انسانی و تمایلات او- خواه شخصی یا اجتماعی - مربوط شود دراصل یک معیار مهم از ادب غنایی است و رباعی با ایجاز شگفت خود توانایی بیان آنها را به بهترین نحو ممکن دارد.
نویسندگان