چگونگی بازتولید قدرت طالبان در افغانستان بر مبنای تئوری کاتاستروف-چارچوب
محل انتشار: فصلنامه سیاست دفاعی، دوره: 31، شماره: 121
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 362
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIHU-31-121_004
تاریخ نمایه سازی: 28 فروردین 1402
چکیده مقاله:
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی چگونگی بازتولید قدرت طالبان در افغانستان بر مبنای تئوری کاتاستروف «رنه تام» و نظریه چارچوب «اسنو» و «بنفورد» و همچنین ارائه راهکارهای دفاع از مرزهای شرق ایران است. در همین راستا سوالی که مطرح می شود عبارت است از اینکه «طالبان چگونه و با کاربست چه چارچوب هایی توانست در مدت زمان اندک بر بخش وسیعی از جغرافیای افغانستان مسلط شود؟ و راهکارهای حفاظت از مرزهای شرقی کشور در شرایط کنونی چیست؟». نتایج حاصل از تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی و همچنین با تلفیق نظریه «چارچوب» و «کاتاستروف» و طراحی مدل مفهومی جدید بدست آمده، نشان دهنده این است که نیروهای طالبان بر مبنای چارچوب تشخیصی توانستند پیش فهم ها وذهنیت خود را به بخش قابل توجهی از اجتماع افغانستان قابل پذیرش نمایند.براساس چارچوب پیش آگاهی، طالبان راه حل اصلی را در تشکیل حکومت و مفصلبندی ابعاد اجتماعی، فرهنگی،اقتصادی و سیاسی شهروندان در شریعت اسلامی مورد تفسیر خود دانسته و بر مبنای چارچوب انگیزشی در شرایط فعلی برخلاف گذشته، با وقایعی چون خروج نیروهای ناتو و بخصوص آمریکا، کمک های نظامی-اقتصادی کشورهایی چون پاکستان و توسل به وعده های جذاب هم انگیزه و توان تسلط کامل را باز یافته و هم کاربرد مذاکره را در کنار یورش مسلحانه لازم می داند.مجموعه این عامل فرصت لازمت جهت تشکیل مجدد دولت طالبان را فراهم ساخته است.دراین شرایط مهمترین راهکارهای حافظتی ایران در پاسداری از مرزهای شرقی عبارتند از:تقویت نیروهای مرزهای شرقی، صبر استراتژیک و پرهیز از کنش نظامی، بالابردن اشرافیت اطلاعاتی و تلاش در متقاعد کردن طالبان در حفظ آرامش و انعطاف لازم.
نویسندگان
محسن شفیعی سیف آبادی
گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، یزد، ایران